کد خبر: ۳۸۱۹۶
تاریخ انتشار: ۲۴ آذر ۱۳۹۵- ۱۲:۴۵
"امنیت غذایی" در گفت‌وگو با دکتر محمدسعید نوری‌نائینی عضو هیأت علمی دانشگاه شهیدبهشتی
روستاهای ما روز به روز خالی و خالی تر می شوند. آن هم که باقی مانده جمعیت اش به دلیل مهاجرت جوان ها، سالخورده است، آیا نباید از افزایش جمعیت شهرها و کاهش نیروی تولید کننده غذا نگران بود؟


خبرگزاری کشاورزی ایران (ایانا) - وحید اسلام‌زاده:

روستاهای ما روز به روز خالی و خالی تر می شوند. آن هم که باقی مانده جمعیت اش به دلیل مهاجرت جوان ها، سالخورده است، آیا نباید از افزایش جمعیت شهرها و کاهش نیروی تولید کننده غذا نگران بود؟

 بر اساس نگاه مالتوس تاکید بر بحرانی در بخش امنیت غذایی می کند که به زودی گریبان بشر را خواهد فشرد. او با توجه به امنیت غذایی به عنوان یکی از واجبات برای انسان امروز و این که آیا بشریت دچار فقر همه گیر غذایی خواهد شد، می گوید هرچه انسان بتواند خود را توانا سازد شاید بتواند پدیده گرسنگی را به تأخیر بیندازد، و هرچه انسان ناتوان تر شود این پدیده زودتر به سراغش خواهد آمد.

نایینی در پاسخ به این سوال که آیا جهان به بحران غذا خواهد رسیدمی گوید: " حتماً از آمارها اطلاع دارید، برای جمعیت کره زمین غذا داریم، اما خیلی از انسان ها گرسنه هستند. این تضاد را هیچ کس پی گیری نمی کند. چرا وقتی غذا هست در جهان گرسنه وجود دارد؟"

این استاد دانشگاه در ادامه می گوید: " مسأله گرسنگی، حتی در کشورهای توسعه یافته هم وجود دارد. قیمت غذا در جهان گران است، این قیمت براساس مقدار تولید به دست نمی آید، یعنی براساس تقاضا و عرضه نیست، بلکه براساس سود و منفعت سرمایه داران است. آن ها براساس هزینه های تولیدشان و سودی که باید ببرند، قیمت را تعیین می کنند و این تعیین قیمت براساس هزینه و سود هیچ ربطی به عرضه و تقاضا ندارد. اگر براساس عرضه و تقاضا بود چون عرضه مواد غذایی بسیار است، پس باید قیمت کاهش یابد."

نایینی با توجه بحران محیط زیست، خاک و آب موضوع ترس از فقدان امنیت غذایی در آینده را واقعی دانست و گفت: "با این شرایط در آینده نزدیک با بحران غذا روبرو خواهیم شد. مالتوس در سال 1798 می گوید که تولید غذا در مسابقه با رشد جمعیت در حال مغلوب شدن است و در نتیجه عدم تعادل در نسبت بین افزایش طبیعی جمعیت و غذا مصائب سهمگینی روی خواهد داد. او پیش بینی کرد که جمعیت از امکانات و حتی فناوری او پیشی خواهد گرفت. هر چند با این که از زمان او جمعیت 6 برابر شده و فعلا امکانات تولید غذا بیشتر از تعداد جمعیت حال حاضر جهان است. اما این حقیقت که مالتوس در تشخیص جمعیت اضافی در زمان خویش و نیز در پیش بینی هولناک رشد جمعیت دچار اشتباهی فاحش شده، دلیلی بر این نیست که ترس از رشد جمعیت با توجه به بحران های دیگری که گریبانگیر بشریت شده مانند بحران محیط زیست، همواره اشتباه خواهد بود."

او با تاکید بر این که در برخی از مناطق جهان مانند آفریقا تولید مواد غذایی در حال عقب افتادن از رشد جمعیت است گفت: " بخش های عظیمی از قاره آفریقا در گرسنگی به سر می برد. و البته در بخشی از آسیا، در اروپا کمتر و در آمریکای لاتین و مرکزی هم بحران غذا و گرسنگی وجود دارد." وی افزود: " از گرسنگی آشکار که بگذریم، در اغلب کشورهای جهان گرسنگی پنهان یعنی سوء تغذیه هم داریم. پر کردن شکم مهم نیست، آنچه لازم است بخورند را نمی خورند. نگرانیم که روزی این خیل عظیم انسان ها که گرسنگی پنهان دارند، به گرسنگی آشکار تبدیل شوند و زیست انسانی را دچار اختلال کنند. نظریه ای بدبینانه هست که می گوید اروپا باید از روزی بترسد که خیل گرسنگان انسانی به این قاره حمله کنند."

وی افزود: "هرچند روند تولید غذا به وضوح افزایشی است ولی باید مطالعه کرد که این روند افزایشی تولید مواد غذایی چه تأثیری بر آمار گرسنگی دارد، چه کسانی و با چه اهدافی سعی دارند که مسأله گرسنگی در جهان همچنان پابرجا باقی بماند و چرا سازمان های بین المللی برای رفع گرسنگی اقدامی اساسی انجام نمی دهند؟ شاید قدرت سیاستمداران به قدرت مافیای غذا نمی رسد؟

 

 این استاد دانشگاه در ادامه با اشاره به این که "یک نظریه غلط می تواند مهلک باشد و دیدگاه مالتوسی مبنی بر نسبت غذا به جمعیت نیز دست هایی خون آلود دارد" گفت: " میلیون ها سال طول کشید تا جمعیت جهان به یک میلیارد برسد، اما در 123 سال به 2 میلیارد رسید! برای رسیدن به 3 و 4 و 5 میلیارد به 33 و 14 و 13 سال وقت لازم بود. این افزایش جمعیت بسیار چشمگیر است و این افزایش چشمگیر هنوز هم ادامه دارد. اکنون در قرن بیست و یکم دچار سرباری شدید جمعیت شده ایم.  

وی در ادامه افزود: " شاید برخی کشورها مدعی شوند که ما مقدار غذای لازم را برای جمعیت مان تولید می کنیم. مانند چین یا هند. این دو کشور هر چند مقدار لازم غذا را تولید می کنند، و تحت تأثیر بحران  کمبود مواد غذایی یا ارزانی یا گرانی مواد غذایی قرار نمی گیرند. ولی سوء تغذیه به ویژه در کشور هند بسیار شدید است."

 

وی در ادامه به وضعیت جمعیت و غذا در ایران پرداخت و گفت: "کشور ما یک جهان کوچک است که می تواند با تولیداتی که دارد خود را از بلای گرسنگی نجات دهد، هرچند نمی داند که چگونه می تواند خود را سیر نگه دارد. مسوولان کشور می دانند چه تعداد گرسنه داریم و چه تعداد از فرط سیری ناراحت. همانگونه که جهان در سیستم غذا رسانی هیچ کار عقلانی ای نکرده است، در کشور ما نیز مسوولان در سیستم غذا رسانی هیچ کار عقلانی نکرده اند.  دولتی که تا چند سال پیش ادعای رهبری و مدیریت جهانی داشت نمی توانست آب و تولیدات کشاورزی خود را سامان دهد و خود را به یک سطح استاندارد برساند. این دولت روستاهایش را روز به روز خالی و به یک قبرستان تبدیل کرد."

نایینی در ادامه با توجه به توزیع یارانه نقدی گفت: " یارانه های دولتی در ایران فقط مصرف معیشت و خریدن غذا می شود و بس. یک خانوار روستایی که جمعاً 6 نفر باشد، نزدیک به 300 هزار تومان یارانه می گیرد، این رقم شاید فقط به پر شدن شکم برسد و از این رو افراد خانوار هنوز فقیر می مانند. دولت قبل می پنداشت که یارانه جای حقوق را می گیرد و مردم راحت و آسوده زندگی می کنند. در صورتی که رشد تورم بسیار بیشتر از یارانه ها بر مردم فشار آورد. منهای چند کشور اغلب کشورها به مردمان شان یارانه می دهند. در اصل این کار اشکالی وجود ندارد، در این اشکال وجود که ما یارانه را جایگزین حقوق قرار دادیم و فکر کردیم  یارانه یعنی حقوق و دستمزد من. حال دولت کنونی باید تاوان توزیع یارانه نقدی و تبلیغات دولت قبل را بدهد." وی افزود: "اگر از دریچه علم اقتصاد و جمعیت شناسی به یارانه ها نگاه می کردیم  به طور قطع باید می گفتیم که رشد جمعیت حُسن های یارانه را از بین می برد و علاوه بر آن، تورم هم هر سال توان و قدرت یارانه ها را کاهش می دهد. "

این استاد دانشگاه در پاسخ به این سوال که قاچاق کالاها و محصولات کشاورزی تا چه اندازه به کشاورزی خسارت وارد می کند گفت: "معیشت کشاورزان، زنده نگه داشتن روستاها، اشتغال بخشی از جامعه، هزینه های تولید و جبران آن هزینه و غیره برای جامعه روستایی روشن است و ما سازمانی به نام سازمان مدیریت و برنامه ریزی داریم که باید برای این گونه از مسایل برنامه ریزی کند و در آخر به این نتیجه برسد که فلان محصول کشاورزی بهتر است وارد شود و فلان محصول وارد نشود و در داخل تولید شود. این مطالعات کار پیچیده ای است، پس وظیفه دولت مشخص است. اما اختیارات دولت چقدر است؟ دولت از توان و اختیارات لازم برای کنترل مرزهای کشور برخوردار است؟

وی افزود: "در عین حال  آیا دولت بنیه مالی دارد تا از کشاورزان حمایت کند؟ آیا پشتیبانی دولت، قیمت محصولات کشاورزی را پایین می آورد؟ برای تامین امنیت غذایی کشور، دولت باید حمایت قاطع و محکمی از کشاورزان به عمل بیاورد. جمعیت کشاورزان در کشور رو به کاهش است. روستاها حتی دیگر محل سکونت نیست. باید بگویم که اگر تأمین غذای یک کشور براساس قاچاق محصولات کشاورزی باشد، آن کشور به زودی دچار بحران غذا می شود، حتی اگر رشد جمعیت آن کشور منفی باشد."

وی در ادامه گفت: "در دو دولت نهم و دهم، معضل قاچاق در کشور بسیار عمیق تر شد. برای سرپا نگاه داشتن کشور حاضر بودند هر کاری بکنند و از چین هر بنجلی وارد کشور شود. حتی بازار غذایی ما از سیر چینی و میوه های خارجی انباشته شده بود. این امر به کشاورزان ضربه سنگینی وارد کرد. تهیه غذا در کوتاه مدت سخت نیست حتی بدون برنامه هم می توان این کار را انجام داد. اما برای مدت طولانی و برای آینده ای دور باید برنامه داشته باشیم و مبتنی بر قانون عمل کنیم."

نایینی در باره میزان تاثیر خرید تضمینی در توسعه روستاهای کشور گفت: " قیمت تضمینی می تواند مفید باشد و تأثیرگذار و باید ادامه یابد. اما این برنامه در کنار تمهیدات دیگری می تواند به احیای توسعه روستایی کمک کند. زمین های کشاورزی و باغ ها فروخته می شوند. ساکنان روستا پیر هستند و دیگر نمی توانند به کار کشاورزی بپردازند. بچه های این کشاورزان اغلب در شهر به کار مشغول شده اند. آن اندکی هم که در روستاها کار می کنند با مشکلات مالی و معیشتی فراوانی روبه رو هستند. برای این عده چه برنامه ای می تواند مفید و موثر واقع شود؟"   

ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نام:
ایمیل:
* نظر: