کد خبر: ۳۹۲۴۳
تاریخ انتشار: ۲۰ دی ۱۳۹۵- ۰۷:۵۸
محمد فاضلی اعلام کرد:
عضو هیأت علمی دانشگاه شهیدبهشتی با تشریح آمارهایی از روند تخریب محیط زیست در ایران که اثرات منفی آن با مشکلات اجتماعی دیگر در هم آمیخته، فضایی را برای ایران ترسیم کرد که شبیه به وضعیت یک هواپیمای در حال سقوط است. آمارهای ارائه‌شده نشان می‌دهد تمدن ایران به شدت رو به فرسایش گذاشته و به اعتقاد وی باید برای حل این مشکلات، ائتلاف‌های جدی شکل بگیرد.


عضو هیأت علمی دانشگاه شهیدبهشتی با تشریح آمارهایی از روند تخریب محیط زیست در ایران که اثرات منفی آن با مشکلات اجتماعی دیگر در هم آمیخته، فضایی را برای ایران ترسیم کرد که شبیه به وضعیت یک هواپیمای در حال سقوط است. آمارهای ارائه‌شده نشان می‌دهد تمدن ایران به شدت رو به فرسایش گذاشته و به اعتقاد وی باید برای حل این مشکلات، ائتلاف‌های جدی شکل بگیرد.

به گزارش خبرنگار ایانا، محمد فاضلی در یکصد‌وچهارمین نشست پژوهشکده فرهنگ، هنر و ارتباطات و در جریان اکران مستند "روزگار هامون" اثر محمد احسانی، وضعیت امروز ایران را به کپسولی تشبیه کرد که افراد در رقابت شدید با یکدیگر تلاش می‌کنند در راس این کپسول برای خود جایی پیدا کنند، غافل از اینکه مجموعه کپسول به سرعت در حال سقوط است و وقتی به زمین بخورد، فرقی نمی‌کند که افراد در کجای کپسول جای گرفته باشند.

وی ادامه داد: وضعیت امروز ایران شبیه هواپیمایی است که به سرعت در مسیر سقوط حرکت می‌کند. برای مقابله با این روند، کشور نیاز به اصلاح سیاست‌های زیست‌محیطی و اقتصادی خود دارد.

به گفته این عضو هیأت علمی دانشگاه شهیدبهشتی، باید برای خروج از بحران‌های کنونی اصلاحاتی سخت انجام شود اما هزینه این اصلاحات را نباید مردم بپردازند زیرا در جریان اصلاحات مشارکت نخواهند کرد.

وی افزود: مهمترین توصیه من برای اصلاح وضعیت امروز محیط زیست ایران، کنشگری است.


محیط زیست مقوله‌ای سیاسی

فاضلی با اشاره به اینکه تاکنون همواره از محیط زیست به عنوان مقوله‌ای لوکس در کشور یاد شده از منافع اقتصادی پشت پرده گفتمان‌های این چنینی پرده برداشت.

به گفته وی بررسی‌های امروز نشان می‌دهد که محیط زیست بیش از هر زمان دیگری تبدیل به سیاست شده است. این مسئله گفتمان جدیدی را در جهان و ایران ایجاد می‌کند. محیط زیست مستقیما با ثروت و عدالت مرتبط است زیرا هوای خفه کننده این روزهای تهران، ظلمی است که به مردم امروز و آینده می‌شود.

این عضو هیأت علمی دانشگاه شهیدبهشتی اضافه کرد: هر کدام از افراد جامعه امروز به دلیل این آلودگی سرطان بگیرند، ناگزیرند 300 تا 400 میلیون تومان برای درمان خود هزینه کرده و بقیه عمر را زیر خط فقر زندگی کنند.

وی بیان کرد: محیط زیست با ساختار معیشتی مردم در ارتباط است اما در ایران با هزینه کردن از محیط زیست، رای خریده‌اند. سد و جاده ساخته‌اند، کشاورزی را توسعه داده‌اند، کارخانه فولاد و سیمان راه اندازی کرده‌اند که رای بخرند. در مجلس فعلی تصمیماتی می‌گیرند که هدف نهایی آن گرفتن رای است و دولت‌ها نیز جرات نمی‌کنند تصمیمات تلخ اما امیدوارانه برای پایان دادن به این روند مخرب بگیرند، زیرا بیم رای و از دست رفتن محبوبیت خود را دارند.

فاضلی تاکید کرد: در جهان امروز محیط زیست کالای کمیابی شده است. هوای پاک، آب پاک و جنگل سالم کالاهای نایابی هستند. مواد غذایی که استفاده می‌کنیم انبوهی از نیترات‌ها، فسفات‌ها و فلزات سنگین را در خود دارد، بنابراین غذای سالم هم کمیاب است. این روزها محیط زیست موضوع دعوای ژئوپلتیک شده است. مناقشه ایران و افغانستان بر سر آب، مناقشه هیدروپلتیک است بنابراین محیط زیست بخشی از سیاست و هویت شده است.


ارزش 10 میلیون و 690 هزار میلیاردی مناطق حفاظت شده

این عضو هیأت علمی دانشگاه شهیدبهشتی برای آنکه ارزش اقتصادی محیط زیست ایران را معرفی کند، به نتایج مطالعات سازمان حفاظت محیط زیست در ارتباط با ارزشگذاری زیست محیطی مناطق حفاظت شده پرداخت.

به گفته وی بر اساس این مطالعه ارزش منطقه حفاظت شده البرز مرکزی سه میلیون و 792 هزار میلیارد ریال برآورد شده است. این فقط نیم درصد مساحت ایران را شامل می‌شود و ارزش اقتصادی سالیانه آن 50 درصد تولید ناخالص داخلی ایران است.

فاضلی ادامه داد: ارزش این منطقه 379 هزار میلیارد تومان در سال است و مجموع 16 منطقه حفاظت شده‌ای که از نظر اقتصادی ارزشگذاری شده و مساحت آن در مجموع 11 درصد خاک ایران را شامل می‌شود، سالیانه 10 میلیون و 690 هزار میلیارد تومان برآورد شده است.

وی گفت: وقتی درباره مناطق حافظت شده ایران صحبت می‌کنیم در واقع در ارتباط با ارزش اقتصادی 10 میلیون هزار میلیارد تومانی سخن به میان آورده‌ایم. با وجود ارزش این مناطق، به راحتی وسط پارک ملی بمو مجوز ساخت پتروشیمی و پالایشگاه صادر می‌شود یا در منطقه دیگری توسعه گردشگری مد نظر قرار می‌گیرد.

این عضو هیأت علمی دانشگاه شهیدبهشتی اخباری که اخیرا درباره فرونشست 28 کیلومتر مربع از آبخوان‌های تهران منتشر شده را وحشتناک توصیف کرد.

وی افزود: مناطق 16 تا 20 تهران سالانه 36 سانتی متر فرو می‌روند. خطر فرونشست کلی، تمام جاده‌های ورودی به تهران را تهدید می‌کند. 21 کیلومتر از جاده ساوه به تهران و 28 کیلومتر از جاده قم به تهران فرونشست کرده است. اگر می‌خواستیم پول به دشمنان خود بدهیم که 28 کیلومتر مربع از یک سرزمین را به یکباره فروببرید، چقدر باید هزینه می‌کردیم؟ در واقع ما در تولید دشمن هم خودکفا شده‌ایم. دشمنی از این بزرگتر پیدا نمی‌کنید زیرا شهری دارید که با اولین زلزله هفت ریشتری، چند صد هزار نفر در آن کشته می‌شود.

فاضلی درباره دلایل ایجاد وضعیت کنونی برای محیط زیست ایران این گونه توضیح داد: در گام اول ناکامی در صنعتی شدن و ناتوانی در تامین معیشت جمعیت، چنین شرایطی را برای کشور رقم زده است. این کشور به دلیل کارکردهای اقتصادی، رویکردهای ایدئولوژیک و عدم ارتباط با نظام جهانی و غیره، قادر نبوده با صنعتی شدن نیازهای جمعیت خود را تامین کند. در نتیجه با تکیه و فشار بر منابع پایه به دنبال تامین نیازهای جامعه خود بوده است.

وی ادامه داد: نیازهای مردم از طریق تکیه بر کشاورزی، معدن و هر آنچه از راه آب، خاک و تنوع زیستی به دست می‌آید، تامین شده به همین خاطر به هیچ قیمتی حاضر نیستید شعار خودکفایی را رها کنید. البته مسئله تنش‌های بین‌المللی و احساس ناامنی هم بر ایجاد شعار خودکفایی در کشاورزی دامن می‌زند اما به طور عمده شکست صنعتی شدن ما را به این نقطه رسانده است.

فاضلی اضافه می‌کند: حتی در صنعتی شدن هم برای ساخت کارخانه‌های با تکنولوژی پایین مثل سیمان، فولاد، پتروشیمی و غیره فشار می‌آورند. این کارخانه‌ها به شدت انرژی‌بر بوده و آلوده کننده محیط است.

وی با استناد به مقاله‌ای که توسط مهدی آگاه نوشته شده و در سایت مرکز بررسی‌های استراتژیک منتشر شده است، میزان یارانه اختصاص یافته به فولاد مبارکه در بخش گاز را 102 میلیارد دلار اعلام کرد.


غیراقتصادی شدن صنعت با حذف یارانه‌ها

این عضو هیأت علمی دانشگاه شهیدبهشتی افزود: با در نظر گرفتن مابه التفاوت قیمت گاز صادراتی به گاز یارانه‌ای تحویلی به فولاد مبارکه در می‌یابیم این مجموعه سالانه نزدیک به چهار هزار میلیارد تومان در سال یارانه دریافت می‌کند. این رقم را اگر به حساب شرکت‌ها وارد کنیم، فعالیت آنها غیر اقتصادی می‌شود. اما به قیمت نابودی سرزمینی در حال تولید و فعالیت هستند. زیرا نتوانسته‌اید ظرف 40 سال سطح تکنولوژی خود را ارتقا دهید و معیشت افراد را در سایر عرصه‌ها تامین کنید.

وی یاد آور شد: در حال حاضر با تکیه بر صنایعی که در دهه 1950 یا 1960 دنیا سودده بودند، تلاش می‌کنیم یک کشور 80 میلیون نفری را در سال 2017 اداره کنیم. به این ترتیب فشار عظیم به منابع می‌آورید و ایدئولوژی توسعه و قدرت گرفتن تکنوکرات‌ها به این مسئله را دامن زده است.

فاضلی ادامه داد: در چنین شرایطی یک ائتلاف "پلو‌توکراتیک" بین سیاستمدارانی که در اداره کردن کشور به این شکل منافعی دارند و بیم آن دارند که تصمیمات تلخ بگیرند، شکل گرفته است. زیرا این افراد از پشتوانه پشت سر خود مطمئن نیستند و حاضر نیستند بپذیرند که بقیه به آنها اعتماد کنند. همزمان در این بدنه بوروکراسی، مجموعه‌ای از بوروکرات‌ها شکل گرفتند که به این ایدئولوژی باور ندارند اما با شعارها هم‌نوایی می‌کنند زیرا این ائتلاف‌ها منافع آنها را تضمین می‌کند.

وی گفت: این پلوتوکراسی مانع تصمیمات بنیادی است. در کنار این مسئله نظام پارلمانی در ایران شکل گرفته که نمایندگان آن نفع فردی خود را به زیان جمعی ترجیح می‌دهد. یعنی نماینده مجلس حاضر است بدترین پروژه زیست محیطی اجرا شود اما خرید رای وی درحوزه انتخابیه‌اش تضمین شود. سیاستگذاران طرح‌های عمرانی هم تحت فشار کسانی هستند که آنها را استیضاح می‌کند.

این عضو هیأت علمی دانشگاه شهیدبهشتی عنوان کرد: تمایل به خرید رای سبب می‌شود هیچ کس به به نظام تصمیم‌سازی با در نظر گرفتن منافع آتی تن ندهد. برای همین بسیاری از طرح‌های گران قیمت و غیر اقتصادید کلید می‌خورد. از جمله این طرح‌ها، طرح انتقال آب دریای عمان به مشهد است. بر اساس برآورد اولیه این طرح 12 هزار و 800 میلیارد تومان برای کشور هزینه دارد. هزینه انتقال آب خزر به سمنان در برآوردهای اولیه شش‌هزار میلیارد تومان و پروژه انتقال آب از خلیج فارس به یزد سه هزار و 500 میلیارد تومان اعلام شده است.

وی افزود: در ایران یک جامعه مدنی ضعیف داریم که اجازه می‌دهند پلوتوکرات‌ها دستشان در تصمیم‌گیری باز باشد و آن‌گونه که می‌خواهند اولویت‌های مدیریت منابع آب، ساماندهی زباله و غیره را تعیین کنند. در چنین شرایطی شیوه مدیریت مسائل در اتاق‌های در بسته و بدون مشارکت جامعه مدنی تعیین می‌شود. از سوی دیگر یک فشار گسترده در تعریف پروژه‌ها با نادیده گرفتن گزارش‌های ارزیابی شکل می‌گیرد.

فاضلی سخنان خود را با طرح این پرسش که تاکنون گزارش ارزیابی چه تعداد از پروژه‌های عمرانی توسط رسانه‌ها منتشر شده، ادامه داد.

به گفته وی ما با یک پنهان‌کاری مواجه هستیم که در آن فریبکاری تکنوکرات‌ها کاملا آشکار است. با نمایندگانی که 30 نفر از آنها در مجلس به رییس جمهور نامه می‌نویسند که خط انتقال آب خزر به مشهد را کلید بزنند، روبه‌رو هستیم.

این عضو هیأت علمی دانشگاه شهیدبهشتی افزود: در حالی که مصرف آب حوضه آبریز مشهد 7.2 میلیارد متر مکعب در سال است، قرار است خط لوله آب خزر به مشهد حدود 300 میلیون متر مکعب آب منتقل کند که این رقم کمتر از چهار درصد آب مورد نیاز حوضه آبریز مشهد است. سئوال این است که آیا با پول پروژه انتقال آب نمی‌توان از طریق صرفه‌جویی آب در مشهد کمتر از چهار درصد آب حاصل از پروژه انتقال آب را در اختیار داشت؟ البته اجرای پروژه صرفه جویی دراز مدت‌تر و دشوارتر خواهد بود و منافعی هم در پی نخواهد داشت.

وی نظام تصمیم‌گیری ایران را نسبت به عوارض تصمیمات خود در آینده کم دانش توصیف کرد و افزود: این کم دانشی مشکلات عدیده‌ای ایجاد می‌کند.


انحصار در اجرای پروژه علیه محیط زیست

فاضلی گفت: فقدان سیستم ارتباطی با جهان و وارد نشدن دانش روز به ایران بخشی از مشکلات کنونی را رقم زده است. در اجرای پروژه‌ها به دلیل عدم ارتباط با جهان، ناگزیریم هزینه‌های بیشتری برای اجرای یک پروژه با تکنولوژی ضعیف‌تر نسبت به استانداردهای دنیا پرداخت کنیم.

وی اضافه کرد: قیمت‌های انحصاری در پروژه‌های انحصاری که علیه محیط زیست عمل می‌کنند را اجرا کرده‌ایم. این انحصار ما را از تکنولوژی که محیط زیست را حفظ می‌کند به دور نگه داشته است.

این عضو هیأت علمی دانشگاه شهیدبهشتی دولت‌ها را به دو دسته تقسیم کرد و افزود: بر اساس مطالعات "سوزان رزا کرمن" هر کجا دولت‌ها زیاد ساخت و ساز می‌کنند حتما مشکلی وجود دارد. در مقابل چنین دولت‌هایی، ساختارهایی قرار دارد که فضا را برای کسب و کار شرکت‌های مختلف هموار می‌کند.

وی یادآور شد: دولت در ایران ماهیت ساخت و سازی دارد به همین دلیل پس از کاهش بودجه عمرانی همه به دولت اعتراض می‌کنند. ساخت و ساز با پلوتوکراسی پیوند دارد. یعنی منافع مجموعه‌ا‌ی از افراد که با ساخت و ساز در ارتباط است. بدون اینکه بپرسیم این همه ساخت و ساز را برای چه انجام داده‌ایم در این مسیر حرکت کرده‌ایم. نتیجه این وضعیت، فرسایش تمدنی ایران را به همراه خواهد داشت.


سرانه فرسایش خاک هر ایرانی 35 تن در هکتار

فاضلی گفت: سازمان محیط زیست وضعیت محیط زیست ایران از سال 84 تا 92 را منتشر کرده است. بر اساس این آمارها، تعداد سازمان‌های مردم نهاد کشور بیش از 30 درصد کاهش یافته است بنابراین نیرویی که می‌توانسته جلوی سد نادرست، جاده، کارخانه و سایر پروژه‌های عمرانی غلط را بگیرد کم شده است و ظرفیت جامعه پایین آمده است.

وی ادامه داد: شاخص بهره‌وری انرژی از سال 86 تا 90 به طور مداوم کاهش یافته است. سهم انرژی تجدید پذیر در تامین انرژی کشور 0.71 درصد است. در کشوری که 250 روز آفتاب دارد وضعیت وزش باد در آن مناسب است، سهم انرژی تجدیدپذیرش کمتر از یک درصد است. همچنین با وجود پتانسیل‌های فراوان طبیعی با وجود آنکه در برخی کشورها سهم اکوتوریسم تا یک درصد تولید ناخالص ملی آنها را تشکیل می‌دهد، این سهم در ایران کمتر از 0.05 درصد است.

این عضو هیأت علمی دانشگاه شهیدبهشتی بیان کرد: با وجود 15 میلیون هکتار اراضی کشاورزی فقط 0.28 درصد کشت ارگانیک داریم. رتبه علمکرد محیط زیستی ایران از سال 85 تا 91 از 53 به 114 سقوط کرده است. هوای شهر اصفهان در سال 86 تا 92 بین 100 تا 300 روز دارای شرایط بسیار ناسالم تا خطرناک بوده که این شرایط از 15 روز در سال 86 در تهران به متوسط بیش از 200 روز در سال 90 رسیده است. یعنی ظرف چهار سال از 15 روز هوای خطرناک در پایتخت به 200 روز رسیده‌ایم.

وی با اشاره به اینکه سالیانه 4.3 میلیارد تن خاک ایران فرسوده می‌شود سهم هر ایرانی از فرسایش خاک را 35 میلیون تن در هکتار اعلام کرد و افزود: میزان فرسایش خاک از 19.7 تن در سال 81 به 25.8 تن در سال 90 رسیده است در لرستان رقم فرسایش خاک در سال در هکتار حدود 35 تن است. یعنی به این ترتیب چیزی به عنوان امنیت غذایی نداریم. زیرا خاک به عنوان منبع تامین غذا به سرعت در حال از دست رفتن است.

فاضلی یادآور شد: در حالی 80 میلیون دام در مراتع کشور چرا می‌کنند که کل مراتع کشور ظرفیت 24.6 تا 37 میلیون دام را دارد. سالانه 10 تا 30 هزار هکتار از اراضی کشور تغییر کاربری می‌دهند. سرانه تولید زباله در ایران 700 گرم و متوسط جهانی آن 500 گرم است. کشاورزان ایرانی به دلیل استفاده از سموم چینی، گاه به جای دو بار سمپاشی تا 15 بار سمپاشی می‌کنند. این غذایی است که به مردم داده می‌شود. به این ترتیب تحریم‌ها به آب خوردن هم ربط دارد زیرا اگر سم را از کشور پیشرفته وارد می‌کردیم، مجبور نبودیم 15 بار سمپاشی کنیم.

وی افزود: 291 دشت از 600 دشت کشور بحرانی هستند. کسری تجمعی آبخوان‌های کشور از 65 میلیارد متر مکعب به 109 میلیارد متر مکعب کاهش یافته و در حالی که 6 درصد کاهش بارندگی داشتیم 49 درصد کاهش آب ورودی به سدها گزارش شده است. این روند نشان می‌دهد آبخوان‌های کشور نابود شده‌اند و آب داخل زمین فرو می‌رود. علاوه بر کاهش کمیت آب از نظر کیفیت هم این ماده حیاتی وضعیت مطلوبی ندارد. میزان شوری بیش از 50 درصد آبخوان‌های کشور به بیش از دو هزار میکروزیمنس بر سانتی متر مکعب رسیده است.

این عضو هیأت علمی دانشگاه شهیدبهشتی ادامه داد: فقط 65 شهرک صنعتی از میان هزار شهرک موجود تصفیه‌خانه پساب مجهز دارند. کمتر از 20 درصد عمق تالاب انزلی ظرف 30 سال از 14 متر به کمتر از دو متر کاهش یافته است. دریاچه ارومیه، شادگان، بختگان، هامون جازموریان وضعیت نامطلوبی دارند. 46 درصد منازل مسکونی شهری و 80 درصد واحدهای مسکونی روستایی ازمواد کم دوام ساخته شده‌اند. روزانه 50 تن پسماند عادی تولید می‌شود که از این رقم 44 هزار تن به شکل نامناسب دفن می‌شود. مجموعه زباله‌های دفن شده 1500 متر مکعب شیرابه با نرخ آلودگی بسیار بالا تولید می‌کنند.

وی افزود: سالانه 170 میلیون تن پسماند کشاورزی تولید می‌شود که به شکل مدیریت نشده ‌ی وارد محیط زیست می‌شود و حدود 70 درصد شهرهای ایران در معرض زمین لرزه مخرب قرار دارند. ایران در سال 89 در شاخص ریسک ناشی از بلایای طبیعی رتبه سوم جهان را داشته است.

فاضلی میزان خسارات ناشی از آلودگی هوا بر اساس تخمین‌های اعلام شده را سالانه بین هشت تا 16 میلیارد دلار اعلام کرد.

به گفته وی این شرایط نگران کننده فرسایش تمدنی ایران را رقم می‌زند اما هنوز هم امیدهایی ربرای حل این مشکلات وجود دارد.

این عضو هیأت علمی دانشگاه شهیدبهشتی افزود: برای برون رفت از این شرایط باید تصمیم‌های تلخ و سخت بگیریم باید برای توقف پروژهایی که نباید ساخته شود، تصمیم جدی گرفته شود. اما متاسفانه با جامعه درباره تصمیمات تلخی که باید گرفته بشود، گفتگو هم نمی‌کنیم.

وی با اشاره به اینکه ایران در عصر هم آیندی بحران‌ها قرار گرفته، کاهش رشد اقتصادی، افزایش نرخ بیکاری، بی‌ثباتی منطقه و غیره را عواملی دانست که ایران را در آستانه فرسایش تمدنی قرار داده است. در چنین شرایطی توازن استراتژیک کشور در حال بر هم خوردن است و فرسایش تمدنی، بنیان زیست را در ایران نابود خواهد کرد./

L-951020-01

ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نام:
ایمیل:
* نظر: