کد خبر: ۴۰۸۹۴
تاریخ انتشار: ۳۰ بهمن ۱۳۹۵- ۱۱:۱۲

داریوش جهان‌پیما - مدیرکل دفتر بهداشت و مدیریت بیماری‌های دامی سازمان دامپزشکی

مبارزه با بیماری‌های دام و طیور، بر اساس قانون و جایگاهی که سازمان دامپزشکی دارد، بر عهده سازمان نامبرده است. البته این موضوع تنها مربوط به ایران نیست و چنین امر خطیری در تمام دنیا از یک مانیفست تبعیت می‌کند. در نتیجه ماهیت و محور شغل دامپزشکان دولتی در حیطه اقدامات پیشگیرانه‌ای قرار می‌گیرد که اگر در مسیری درست و منطقی هدایت شود، می‌تواند هدفی برای کاهش هزینه‌های دارویی و درمانی نسل‌های آینده قرار بگیرد؛ ضمن اینکه رشد و بالندگی تک‌تک انسان‌هایی که در یک اجتماع زندگی می‌کنند و به نوعی نیروی تمام‌نشدنی توسعه را شکل می‌دهند، از همین جاده تجدید قوا می‌شود.

تب‌برفکی؛ واژه‌ای که شاید برای بسیاری از شهرنشینان ناآشنا باشد، اما همین بیماری به‌صورت سالانه، سرمایه بسیاری از روستانشینان را به یغما می‌برد. این ویروس، هفت سویه اصلی دارد که تحت سویه‌های آن معمولاً سالانه جهش پیدا می‌کنند. درست از همین نقطه است که اهمیت دامپزشکی نمود یافته و جایگاه کارشناسان خبره در این زمینه تثبیت می‌شود. هرچند این بیماری از روسیه تا جنوب آفریقا و از چین تا لبنان را دربر می‌گیرد، اما ایران در منطقه‌ای قرار دارد که از لحاظ ژئوپلیتیکی بسیار حساس است. به‌گونه‌ای که سالانه از مرزهای اطراف، بیماری‌های مختلف دام و طیور به داخل کشور هجوم آورده و با نفوذ در دامداری‌ها و مرغداری‌های سنتی و صنعتی، به سرمایه دسته بزرگی از فعالان اقتصادی، دستبرد می‌زند. در مورد بیماری تب‌برفکی باید گفت که جابه‌جایی‌های غیرمجاز، اصلی‌ترین عامل گسترش ویروس قلمداد می‌شود. مصداق بارز آن را می‌توان در اپیدمی سال‌های 89 و 94 جست‌وجو کرد. به‌طوری‌که در سال گذشته در میان دوهزار واحد درگیر تنها شش واحد صنعتی وجود داشت؛ عاملی که رعایت الزامات امنیت زیستی و مدیریت بهداشتی را به رخ می‌کشد. به عبارتی این اختلاف معنادار، تفاوت وجود یا فقدان قرنطینه را به درستی نشان می‌دهد که متأسفانه در کشور ما درصد کسانی که خارج از حیطه رعایت ضوابط قرنطینه‌ای قرار می‌گیرند، چشم‌گیر است. به همین دلیل، نقش سازمان دامپزشکی و چگونگی عملکرد آن، بسیار پررنگ و حائز اهمیت جلوه می‌کند.

اما ناگهان سدی به نام کمبود بودجه در مقابل مسئولان سازمان دامپزشکی قد علم می‌کند که تمام برنامه‌ها را به‌هم می‌ریزد. البته این موضوع تنها مربوط به بخش کنترل بیماری یا واکسیناسیون نمی‌شود و تمام بخش‌های سازمان، چنین کمبودی را به شدت احساس می‌کنند، اما به‌طور ویژه، برآوردها نشان می‌دهد که درباره واکسیناسیون تب‌برفکی، سالانه به 108 میلیارد تومان هزینه احتیاج است. این در حالی است که کل اعتبار اختصاص داده شده برای کنترل تمام بیماری‌های دامی، 35 میلیارد تومان بود و قرار است به 62 میلیارد تومان در سال آینده ارتقا پیدا کند.

پرسش اینجاست که چرا در بودجه‌بندی و تخصیص اعتبار، اولویت مسئولان ذی‌ربط، ارگان‌هایی مانند سازمان دامپزشکی نیست که با کار اجرایی خود، سلامت نسل‌ها را به ارمغان آورده و پیشگیری را مقدم بر درمان می‌دانند؟ تا کجا باید کرور کرور اعتبار برای بخش درمان انسان‌ها هزینه شود، اما سازمانی که راه را بر بروز بیماری‌ها می‌بندد، با مشکلات تأمین هزینه‌ها دست و پنجه نرم کند؟ هرچند که تعداد نیروی کار، سوابق پرسنل، میزان حقوق دریافتی، هزینه‌های جاری و تمام آنچه که برای محاسبه مقدار ردیف بودجه مورد نیاز باشد، به‌صورت شفاف در اختیار سازمان مدیریت است، اما مقایسه سازمان دامپزشکی در بودجه‌نویسی برای مثال با سازمان دیگری مانند ثبت‌احوال که نه با اقشار کم‌درآمد در ارتباط بوده و نه قرار است در روستاها کار اجرایی و پیشگیرانه انجام دهد، منطقی نیست. چارچوب کار کارشناسی، چنین مقیاسی را پسندیده نمی‌داند و رعایت قرینگی و برابری در این حیطه، عدالت را از بین می‌برد. برخی کوچک کردن دولت را بهانه و دستاویزی برای کاهش بودجه‌ریزی برای عموم سازمان‌ها قلمداد کرده و با این اسحله، منتقدان را به رگبار می‌بندند. در حالی که اجرای صحیح اصل 44 قانون اساسی، منطقی کردن اندازه دولت است، نه کوچک کردن آن. به گونه‌ای که اگر سازمانی بنا به اقتضای کار و حیطه اختیارات خود، احتیاج به رشد و توسعه دارد، باید دست آن را برای این منظور باز گذاشت و در مقابل، از رشد حباب‌گونه ارگان‌های دیگر که نتیجه‌ای جز افزایش هزینه برای دولت ندارند، جلوگیری کرد. این شرایط در حالی است که در برخی موارد که کمبود بودجه، دست دامپزشکی را می‌بندد و بیماری در کشور جولان می‌دهد، همیشه انگشت اتهام، به سمت سازمان دامپزشکی می‌رود. نمی‌توان اعتبارات را به سازمان دیگر داد و از سازمان دیگر انتظار کنترل بیماری دامی در کشور را داشت. به هر ترتیب کاری که از این ارگان می‌خواهند، متناسب با پولی نیست که برای آن در نظر گرفته‌اند؛ مصداق همان ضرب‌المثلی که می‌گوییم نر است، می‌گویند بدوش!

V-951130-02

ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار