کد خبر: ۴۰۹۴۷
تاریخ انتشار: ۰۱ اسفند ۱۳۹۵- ۱۰:۵۴
پول نفت و اصلاحات ارضی در گفت‌وگو با دکتر منصور وثوقی، عضو هیأت علمی دانشگاه تهران
اصلاحات ارضی از اتفاقات مهمی است که در تاریخ ایران روی داده. این اتفاق را از چند بُعد می توان بررسی کرد. عده ای معتقدند که زوال و اضمحلال روستاهای ایران با شروع اصلاحات ارضی بوده. عده ای دیگر معتقدند که اصلاحات ارضی برنامه خوبی بوده اما درست اجرا نشد و عده ای دیگر معتقدند که دوره اول از دوره های سه گانه اصلاحات ارضی خوب بوده و باقی مراحل قطار اصلاحات را از ریل خارج و بسیاری مشکلات دیگر ایجاد کرده است.

خبرگزاری کشاورزی ایران (ایانا) - وحید اسلامزاده:

اصلاحات ارضی از اتفاقات مهمی است که در تاریخ ایران روی داده. این اتفاق را از چند بُعد می توان بررسی کرد. عده ای معتقدند که زوال و اضمحلال روستاهای ایران با شروع اصلاحات ارضی بوده. عده ای دیگر معتقدند که اصلاحات ارضی برنامه خوبی بوده اما درست اجرا نشد و عده ای دیگر معتقدند که دوره اول از دوره های سه گانه اصلاحات ارضی خوب بوده و باقی مراحل قطار اصلاحات را از ریل خارج و بسیاری مشکلات دیگر ایجاد کرده است. دکتر منصور وثوقی که دکترایش را از دانشگاه سوربن فرانسه گرفته، معتقد است که دوره اول اصلاحات ارضی خوب بوده، یعنی دوره نخست وزیری علی امینی و وزارت کشاورزی ارسنجانی. بعد که این دو نفر بین روستاییان محبوب شدند و از آن جایی که حکومت محمدرضا شاه نمی توانست محبوبیت کسی را تحمل کند برای همین دولت امینی برکنار شد و پیامد آن تغییر ارسنجانی در وزارت کشاورزی و تغییر مسیر اصلاحات ارضی و کشاورزی بود. دیگر پس از آن اصلاحات ارضی نتوانست به اهداف خود برسد و شاید یکی از عوامل مهم ضعف و تحلیل رفتن روستاهای ایران شد. درباره اصلاحات ارضی گفت وگوها و مطالب زیادی منتشر شده است اما دکتر وثوقی اصلاحات ارضی را کاملاً تجربه کرده و براساس مشاهده های واقعی خود این اتفاق تاریخی را تحلیل و تفسیر کرده است. این گفت وگو در زیر از نظرتان می گذرد:

*اصلاحات ارضی باعث شکاف و قشربندی جدیدی در روستاها شد و نتوانست به اهدافی که از قبل تعیین شده بود دست یابد، از این منظر اصلاحات ارضی تا چه اندازه برنامه ای موفق محسوب می شود؟

در قبل از اصلاحات ارضی طبقات مشخصی داشتیم، مثل طبقه دهقان. دهقان می توانست هم خرده مالک باشد و هم صاحب نسق، یعی سهم بر. سیستم سهم بری براساس پنج عامل، محصول را بین مالک و زارع تقسیم می کرد که عبارت بودند از: 1-آب،2- خاک،3- گاو،4- کار و5- بذر. گاو یعنی عامل شخم زنی. بعدها به جای گاو از تراکتور استفاده شد. هر چند سیستم سهم بری در ایران یکسان بوده ولی در مناطق مختلف قشربندی و شکاف های اجتماعی بسیار متفاوت است. برای همین در جامعه شناسی روستایی، مطالعه موردی داریم. یعنی قواعد روستایی که مطالعه کردیم به روستای دیگر قابل تعمیم نیست. خانم لمبتون با کتاب مالک و زارع نخستین کار در زمینه مسایل روستایی ایران را انجام داده است. ایشان در کتابشان گفته اند که سیستم سهم بری در ایران به چه میزان متفاوت بوده است، در یک جایی دو پنجم، در جایی یک چهارم و در جایی دیگر یک پنجم بوده است. در کنار سهم بری یا متایاژ، اراضی خصوصی هم داشتیم. بعنی روستاییان خودشان مالک زمین و روستا بودند و از آباء و اجدادشان به آن ها ارث رسیده بود.

ما در موسسه تحقیقات و مطالعات اجتماعی دانشگاه تهران مطالعات بسیاری در زمینه روستاها انجام دادیم، اما متاسفانه امروزه دیگر آن مطالعات تکرار نمی شود. باید با مطالعه، تفاوت های گذشته و امروز استخراج شود تا ببینیم این تفاوت ها روند مثبت و صعودی داشته یا روندی منفی و نزولی. با پژوهش و شناخت است که می توانیم بگوییم آیا شکاف و قشربندی اجتماعی در ایران عمیق تر یا کمتر شده است. متاسفانه از زمان خاصی مطالعه اجتماعی درباره روستا به پایان رسیده و شناخت ما از روستاها دیگر جدید نیست و اطلاعاتی که داریم از قدیم است، پس نمی توانیم به آن شکل مطمئن و دقیق صحبت کنیم. اما تا آن جایی که می دانم امروز آن روستاییانی که در زمان اصلاحات ارضی زمین گرفتند، در حال کشت و کار هستند ولی مشکل ما امروزه مشکل مهاجرت از روستاها به شهر است.

*از دیدگاه شما اصلاحات ارضی ایران چه مشکلات و اشتباهاتی داشته است. چون نه می توان آن را مفید و مناسب دید و نه منفی و ویرانگر؟

سازمان ملل نتایج اطلاحات ارضی تمامی کشورها را هم به زبان فرانسه و هم به زبان انگلیسی منتشر کرده است. این کشورها شامل: امریکای لاتین، آفریقای شمالی و آسیا می شود. یعنی اصلاحات ارضی جریانی بوده که از سال 1960 در دنیا به اجرا گذارده شد. در ایران هم از سال 1341 تا 1353 اصلاحات ارضی صورت گرفت. منتها در آن زمان چون کار از طریق رژیم شاهنشاهی انجام می شد، گروه های مختلف سیاسی مثل چپی ها با آن مخالفت می کردند. ولی به طور کلی اگر زمین به روستاییان و دهقانان برسد کار بسیار خوبی است، و مالکین بروند شهر دنبال کارشان و از روستاها خارج شوند و مدیریت روستاها به دست خود روستاییان بیفتد کار بسیار خوبی است.

*خیلی ها معتقدند اصلاحات ارضی نظام سابق را از بین برد و نتوانست یک نظام جدید جایگزین کند؟

اصلاحات ارضی به طور کلی برنامه کشورهای غربی بود و حتی می گویند طرح اصلاحات ارضی توسط دانشگاه ویسکانسین امریکا تهیه و تدوین شد که منافعی هم برای کشورهای غربی و هم برای کشورهای جهان سوم داشته است.

حالا منافع غربی ها از اصلاحات ارضی به ویژه در کشور ما چه بود؟ ببینید در سال های 1960 تقریباً تمامی کشورهای جهان سوم و فقیر و عقب افتاده پنج ششم جمعیت دنیا را تشکیل می دادند. به طور متوسط 20 تا 25 درصد این جمعیت در شهرها و 75 تا 80 درصد هم در روستاها زندگی می کردند. در این جا این حجم از جمعیت در روستاها به چه معنی ای است ؟ یعنی نظام سرمایه داری تولیداتش را فقط به 20 تا 25 درصد می توانست بفروشد. و سرمایه داری نمی تواند قشر عظیمی از مصرف کننده ها را مصرف زده کند. باید این خیل جمعیت هم مصرف کننده کالاهای نظام سرمایه داری باشد. این مسأله خیلی مهمی است. بنابراین منافعی که اصلاحات ارضی برای کشورهای غربی داشته این بود که یک بازار وسیع برای مصرف تولیدات آن ها ایجاد کرده است. قبل از اصلاحات ارضی در کشورهای جهان سوم و ایران هیچ امکانات رفاهی ای وجود نداشت: نه آب لوله کشی ، نه برق ، نه بهداشت، نه مدرسه و نه اتومبیل و جاده و خیلی از امکانات رفاهی دیگر بود. در نظام ارباب رعیتی ایران هیچ امکاناتی به روستا تعلق نمی گرفت. زمین و قناتی بود و بعد استحصال آب از قنات. کشاورزان زمین را زیر کشت می بردند. اگر هم بارانی می آمد روستاییان می گفتند: خدا را شکر که همه چیز داریم. باران هم آمد و زمین سبز شد و محصولات خوبی برداشت خواهیم کرد.

در حالی که هیچ امکانات رفاهی نداشتند. پس از این جهت، به نفع نظام سرمایه داری جهانی بود که روستاها را از سکنه خالی کند و خیل عظیم جمعیت از روستاها به شهرها منتقل شوند. علاوه بر منفعت اقتصادی، اصلاحات ارضی منفعت سیاسی هم داشت. این منفعت چه بود: جلوگیری از انقلابات دهقانی مثل انقلاب چین. نظام سرمایه داری جهانی فکر می کرد که اگر زمین را بین روستاییان تقسیم کند از انقلاب هایی مثل انقلاب چین جلوگیری کرده است. پس اصلاحات ارضی حداقل برای نظام سرمایه داری جهانی یک فایده سیاسی داشته و یک فایده اقتصادی! اصلاحات ارضی به عنوان یک پروژه یا فرایند توسعه ای در جهان سوم مطرح شد. اما از حق نگذریم در عین حال که اصلاحات ارضی برای نظام سرمایه داری جهان منفعت داشت برای کشورهایی مثل کشور ما هم منفعت داشت.

*چه نفعی عاید روستاهای ما شد؟

برنامه های نوسازی تغییرات و تحولات بسیاری را در روستاها ایجاد می کند. در زمان اصلاحات ارضی بود که امکانات به روستاها رفت: انتقال امکاناتی مثل بهداشت، آموزش و جاده و ...به روستاها افزایش یافت. این ها به نفع روستاییان بود. روستاییان متوجه شدند که می توانند زندگی خیلی بهتری داشته باشند. اما مخالفت های سیاسی بسیاری هم در این زمینه می شد که اغلب از طرف حزب های سیاسی چپ بود. آن ها معتقد بودند که این برنامه از طریق آمریکاییان و امپریالیسم جهانی به کشور دیکته شده است. همچنین اصلاحات ارضی به عنوان یک برنامه دولتی تمرکزگرا است و می خواهد قدرت را در انحصار خود بگیرد. اما کوبا تحت نظام وسوسیالیستی هم اصلاحات ارضی انجام داد.

در گذشته همکار فرانسوی ای در موسسه تحقیقات و مطالعات اجتماعی داشتیم که به شدت چپ بود. او در مقاله ای بلند که در دو شماره لوموند دیپلماتیک به چاپ رسید اصلاحات ارضی ایران را به شدت محکوم کرد و آن را مورد انتقاد قرار داد. به نظر من این انتقادات زیاد قابل اعتنا نیست. چون اگر دولت انحصاری و مقتدر را باعث نقد اصلاحات ارضی بدانیم، دولت های چپی خود بیشتر از این باید مورد انتقاد قرار بگیرند. به نظر من اصلاحات ارضی باعث شد که روستاهای ما از خواب قرون وسطایی خود بیدار شوند. در ایران تعاونی ها، بهداشت، یا آموزش و مدرسه ها را چه کسی باید به روستاها می برد. در ایران به غیر از دولت هیچ نهاد دیگری وجود نداشت تا این امکانات را به روستاها ببرد. سربازان به عنوان سپاه دانش به روستاها می رفتند و معلم می شدند. مسلماً آبادی و عمرانی از وظایف دولت ها است. ممکن است در این بین رژیم شاهنشاهی اهداف خود را دنبال می کرد. این مسایل سیاسی از عهده من خارج است. اما اگر درباره آبادی روستاها بخواهید بپرسید می توانم بگویم که اصلاحات ارضی باعث و بانی آبادی روستاها هم شد. بیشتر چپی ها بودند که این نوع انتقادات کورکورانه را می کردند. آن ها مطالعه نکرده و نقاط مثبت و منفی اصلاحات ارضی را نشناخته انتقاداتی را وارد می کردند که به نظر قابل اعتنا نمی آید. از کجا معلوم که یک حکومت کمونیستی همین برنامه اصلاحات ارضی را انجام نمی داد. نظام های کمونیستی مثل چین فوق دولتی هستند: بریگاد، اکیپ وکمون. این سه سطحی است که مائو بنیان گذاشت. در هر صورت اصلاحات ارضی یک فرایند خوبی بوده ولی در جهت منافع سرمایه داری جهانی نیز بود.

*برخی کارشناسان معتقدند شاید در ظاهر امکانات رفاهی را به روستا برده باشد، ولی متاسفانه از زمان اصلاحات ارضی به بعد روستاها دچار نوعی بی هویتی و بیگانگی شدند؟

اصلاحات ارضی در ایران اشتباهات فاحش و بزرگی هم داشته است. یکی از بزرگترین این اشتباهات تکیه بر درآمدهای نفتی بود. یکی دیگر از اشتباهات نوع حکومت استبدادی در ایران بود. در این میان باید بگویم که اولاً برنامه های اصلاحات ارضی کاملاً در ایران انجام نشد. یعنی در نیمه راه متوقف شد. برنامه اصلاحات ارضی را آقای ارسنجانی وزیر کشاورزی و آقای امینی نخست وزیر اجرا می کردند. این دو نفر برنامه های اصلاحات ارضی را خوب اجرا کردند و در یک سال و نیم 16 هزار روستا بین روستاییان تقسیم شد. در مجله دانشکده اقتصاد که در سال 1358 یا 59 منتشر شده بود این آمار وجود دارد.

اما رژیم شاهنشاهی چون از محبوبیت دیگران می ترسید و هر کسی را که محبوب می شد دشمن و سدی در برابر خود می دید بعد از یک سال و نیم کابینه امینی را کنار گذاشت و ارسنجانی هم چند سالی سفیر ایران در ایتالیا شد و سپس فوت کرد. ارسنجانی انسانی بسیار وارسته، کارآمد و مردمی بود. آقای ارسنجانی برای کشاورزی و روستاییان بسیار زحمت کشید. در روستاها برای او کف می زدند و به جای ارسنجانی می گفتند حسنجانی، حسنجانی. رژیم شاهنشاهی از این محبوبیت ناراحت شده بود. بنابراین یکی از بزرگترین اشتباهات رژیم شاه در اجرای برنامه اصلاحات ارضی حذف ارسنجانی و دولت امینی بود.

*تقریباً تمامی مورخان معتقدند که دوره نخست وزیری امینی یکی از دوره های خوب ایران بود؟

بله! کاملاً درست است. نخستین کسی که بحث تعاونی را در ایران و روستاهای ایران مطرح کرد آقای ارسنجانی بود. در آن زمان روستاییان که هیچ، حتی شهریان هم از تعاونی اطلاع و آگاهی نداشتند. هرچند یک بار دو یا سه ساعت درباره تعاونی صحبت می کرد. آقای امینی هم پرصحبت بود. جالب توجه این بود که روستاییان به صحبت های او گوش می دادند چون او را شناخته بودند و می دانستند که ارسنجانی به حرف هایش عمل می کند. رژیم های استبدادی این گونه هستند: آدم های محبوب را نمی توانند تحمل کنند. ارسنجانی به هیچ وجه سیاسی نبود. او نه چپ بود نه راست و نه به هیچ گروه سیاسی وابسته؛ ارسنجانی کاملاً مردمی بود. وقتی که او برکنار شد اصلاحات ارضی افتاد در دست انداز و از مسیر اصلی خود خارج شد. اصلاحات ارضی تمام نشد، اما در ادامه به بدترین و فاسدترین شکل ادامه پیدا کرد.

فسادها و حق خوری هایی که در زمان اصلاحات ارضی اتفاق افتاد شاید در تاریخ ایران بی نظیر باشد و بدتر این که هرچه جلوتر می رفتیم دامنه فساد و حق خوری گسترده تر می شد. اصلاحات ارضی تا سال 50 طول کشید. اما برخی زمین های وقفی تا سال 53 هم مورد بحث بود. در مرحله دوم و سوم مالکین برای اجرای برنامه اصلاحات ارضی نفود کامل داشتند. از مرحله دوم قطار اصلاحات ارضی از ریل خارج شد. حاکمیت در جهت منافع مالکین کار کرد. زمین ها به قطعات کوچک تقسیم شد. سهم زارعین و دهقانان کمتر شد و آنقدر کم شد که آن ها نمی توانستند روی این زمین ها کشت و کار کنند و به اجبار زمین ها را رها کرده به شهر می آمدند. حتی در مرحله سوم قرار شد که مالکین هم صاحب قطعات زمین شوند. در صورتی که این برنامه در برنامه اصلی اصلاحات ارضی نبود. قطعات مالکین بزرگتر از قطعات دهقانان بود. اشتباه بزرگ دیگر حکومت شاهنشاهی این بود که قیمت محصولات کشاورزی را پایین نگه داشت. یعنی گندم و جو 6 ریال بود، و برنج 8 ریال. هر لیتر بنزین هم 6 ریال بود. حکومت باید قیمت محصولات کشاورزی را بالا می برد تا کار بر روی زمین به صرفه باشد. اما بهانه می کردند که گران شدن محصولات کشاورزی باعث نارضایتی اجتماعی می شود. برای همین عده ای از روستاییانی که قطعات زمین شان بزرگتر بود دلگرم نشدند و نتوانستند روی زمین کار کنند و آن ها هم به شهر مهاجرت کردند. اگر حکومت مدیریت داشت می توانست نارضایتی اجتماعی را مدیریت کند و قیمت محصولات کشاورزی را افزایش دهد. اگر روستایی تقویت می شد، امیدوار می شد و کشت و کار را توسعه می داد و به شهر نمی آمد وضعیت روستاهای ایران امروز به گونه ای دیگر بود.

به علت راضی نگه داشتن شهرنشینان، روستاییان را از کار کشاورزی ناراضی کردند. من در آن ها سال ها بر روی 7 روستا در دماوند کار می کردم. بعد از مدتی دوباره به آن جا رفتم و دیدم که تمامی این 7 روستا خالی از سکنه شدند. پرسیدم چرا؟ گفتند همه گاو و گوسفندان را فروختند و رفتند شهر. چون به هیچ وجه برای شان صرفه نداشت. گفتند که چرا باید کاری را انجام دهیم که در آخر هیچ سودی برایمان نداشته باشد. روستاییان در آن زمان نیاز به حمایت دولت داشتند و دولت هم هیچ برنامه ای برای حمایت آن ها نداشت.

به طور کلی دولت روستا را فراموش کرده بود. دولت در آن زمان فقط دنبال درآمد بیشتر از نفت بود و کارهای سطحی و آوردن صنعت مونتاژ به ایران. هرچه این صنعت مونتاژ در ایران بیشتر می شد روستاها خالی تر و زمین های کشاورزی بایرتر می شدند چون همه شهر می رفتند. هرچه درآمد نفتی بیشتر می شد پولدارها هم بیشتر می شدند و آن ها مستخدمین خود را از کارگران کشاورزی انتخاب می کردند. اول هم گفتم که درآمد نفتی بیشترین آسیب را به کشاورزی و روستاهای ایران زد. حتی هم اکنون نیز هر وقت درآمد نفتی بالا می رود نخستین بخشی که فراموش می شود، روستاها هستند. در صورتی که دولت می توانست با سرمایه گذاری بر روی بخش کشاورزی درآمدش را بیشتر کند. با قیمت پایین محصولات کشاورزی، کشاورز با زیر کشت بردن 10 هکتار هم نمی تواند معیشت خانواده اش را تأمین کند. سیاست های دولت ها بیشتر به نفع شهر است تا روستا.

نکته مهمی را می خواهم بگویم: اصلاحات ارضی باعث شد که رابطه بین شهر و روستا بیشتر شود. این رابطه باعث شد که هزینه های زندگی در روستا نیز افزایش یابد. کشاورز با کار کشت نمی توانست هزینه های جاری خانواده اش را تأمین کند و این باعث افزایش بیشتر مهاجرت به شهرها شد. ضمن این که در آن موقع در شهر فعالیتهای ساختمانی افزایش یافته بود و به نیروی کاری بسیاری نیاز بود. در آن زمان می گفتند که کار در سایه 100 تومان و در آفتاب 120 تومان. این قیمت ها برای روستاییان بسیار ارزش داشت. یک روستایی با پسرش که به شهر می آمد می توانست درآمد بسیار بالایی داشته باشد. یک روستایی اگر در ماه 30 روز کار می کرد 3 هزار تومان درآمد داشت، هزار تومان را خرج زندگی اش می کرد و 2 هزار تومان پس انداز داشت. حتی اگر 20 روز هم کار می کرد کلی می توانست پس انداز داشته باشد. این کارگران پس از مدتی که کار می کردند می رفتند روستا و با تمامی خانواده به شهر برمی گشتند. یک کشاورز با کار کشاورزی نمی توانست در روستا زندگی کند اما با کارگری در شهر می توانست به راحتی زندگی کند. کمی به این تفاوت فکر کنید می بینید که در آن زمان روستاها چقدر از کار افتاده بودند.

*پس یکی از اشتباه بزرگ در گذشته پایین نگه داشتن قیمت محصولات کشاورزی بود، اما دولت هم کار حمایتی نمی کرد تا کشاورزان زیان نبینند. این یعنی درعمل از بین بردن روستاها؟

پایین نگه داشتن قیمت محصولات کشاورزی نه تنها باعث خالی شدن روستاها شد، بلکه باعث شد که حاشیه نشینی در شهرها به وجود آید. دولت آن زمان اصلاً فکر عاقبت کارهایی که می کرد نبود. علتش هم پول زیاد نفت بود. آن ها فکر می کردند که پول نفت هست و نیازی به کار، به ویژه کار کشاورزی نیست. برنامه دولت این بود که با پول نفت می توانند صنعت را به کشور بیاورند و این صنعت تمامی نیروی کار کشور را مشغول می کند. غذای کشور را هم وارد می کنیم در نتیجه به کار کشاورزی و روستاها نیاز نداریم.

به عبارت دیگر درآمد نفتی باعث شد که توجه به روستاها از بین برود و این شد نقطه شروع اضمحلال کشاورزی ایران. در آن زمان شرکت تعاونی 500 تومان وام به روستاییان می داد و یکساله هم پس می گرفت. روستاییان این 500 تومان را می آوردند شهر و آن کالاهایی را که در زمان ارباب رعیتی نمی توانستند بخرند می خریدند. مثلاً برای بچه دوچرخه می خرید و برای خانمش لباس می خرید و... 500 تومان خیلی پول بود. این پول در عرض یک روز تمام می شد و بعد باید یکسال این پول را پس می دادند. در صورتی که تعاونی که مدنظر ارسنجانی بود قرار بود کارهای دیگر و مهمتری انجام دهد. متاسفانه همه چیز در آن زمان سطحی بود. اصلاحات ارضی که امینی و ارسنجانی راه انداخته بودند بسیار خوب و عالی بود و اگر همان طور آن دو نفر شروع کردن ادامه پیدا می کرد امروزه وضعیت روستایی و کشاورزی ما کاملاً متفاوت بود. تقسیم زمین فقط بخش اول کار اصلاحات ارضی بود. ببینید چقدر این کار اشتباه جلو رفته که همه می پندارند که اصلاحات ارضی فقط تقسیم زمین. خیر این طور نبود. در مرحله بعد اقداماتی بود که سطح زندگی روستاها را بالا ببرد. افزایش زیر کشت، ایجاد امکانات جدید برای تولید بیشتر، تکنولوژی جدید و... از مراحل بعدی اصلاحات ارضی بود. اما شما هیچ کدام را نمی بینید و اگر هم کارهایی صورت گرفت چون در قالب اصلاحات ارضی معرفی نشد مردم فکر می کردن این کارها ربطی به اصلاحات ارضی ندارد.

وقتی که اصلاحات ارضی به بی راه رفت مهاجرت روز به روز بیشتر شد. مهاجرت سه مرحله داشت که مرحله سوم آن را مهاجرت انفجاری می گویند. روستایی در شهر امکانات می دید دیگر محال بود به روستایش برگردد. برنامه های اقنصادی – اجتماعی در ایران متأسفانه به علت تحولاتی که در ساختار سیاسی ایجاد می شود به هم می خورد. اصلاحات ارضی در ایران ابتر ماند. متاسفانه الان هم برنامه هایی هست که نیمه کاره رها می شود.

*امروز هم خیلی از برنامه ها نیمه کاره رها می شود؟

بله این اصلاً ذات دولت های ایران است. دولتی برنامه ای را شروع می کند اما دولت بعدی آن کارها را ادامه نمی دهد. داستان سدها هم بسیار غم انگیز است. معتقدم سد سیوند یک خیانت بزرگ به باغداری انجیر در ایران بود. در استان فارس دریاچه های مهارلو و بهارلو و بختگان براساس این سد خشک شدند. در مسیر این دریاچه ها باغ های انجیر بود که انجیر آن را به ژاپن صادر می کردند. رطوبت این دریاچه ها آن باغ ها را شکوفا کرده بود. اما حالا که این دریاچه ها خشک شده باد نمک ها را به سمت آن باغ ها می برد. من به شما می گویم که حداکثر تا 10 سال آینده این باغ ها خشک می شوند. یعنی 4 تا 5 میلیون اصله درخت نابود می شود. این شاهکار دولت قبل بود. از طرف دیگر رطوبت سد سیوند به پاسارگاد می رود و آن بنای تاریخی را هم از بین می برد. وقتی که آن سد را می ساختند کلی آثار تاریخی از بین رفت و هیچ مسوولی در کشور نپرسید چرا، و جلوی این کار را نگرفت. این سد شاهکار دولت احمدی نژاد است. فقط می خواهم بپرسم نفع این سد به کجا می رسد. سه دریاچه را خشک کردیم که یک سد بسازیم! از بین رفتن این باغ های انجیر به همین سادگی نیست: خانواده هایی که از این باغ های انجیر سود می بردند و معیشت زندگی شان تأمین می شد حالا باید بروند شهر و باز جمعیتی به بیکاران شهری اضافه می شود. در چند سال اخیر (در دولت احمدی نژاد) درآمدهای نفتی افزایش یافته بود. چرا از آب خلیج فارس استفاده نکردیم و آب شیرین کن نصب نکردیم. کاری که عربستان کرد و الان دارد گندم تولید می کند. این کار اصلاً احتیاج به فکر کردن نداشت چون داریم می بینیم که عربستان این کار را می کند.

*آیا به نظر شما امکان دارد روستاها و کشاورزی ما جانی دوباره بگیرند؟

بله اما وقتی که دولت برای این کار برنامه داشته باشد. برخی مناطق را که از دست دادیم و رفت، حداقل مناطقی را که می توان احیا کرد باید احیا کنیم. در منطقه فیروزآباد فارس آب پایین رفته بود گفتند برنج نکارید. در آن منطقه برنجی می کاشتند به اسم "چندپا". این برنج قد کوتاه است اما عطر خوبی دارد. می توانستیم با نصب آب شیرین کن بر خلیج فارس این بخش را زنده نگه داریم. مشکل آب هست، پس چرا در برج های چندین طبقه تهران استخر وجود دارد. آب تمامی استخرهای تهران از چاه است. حفر چاه در تهران ممنوع است. چگونه این همه استخر در برج های تهران وجود دارد؟ کارهای فراقانونی را باید ممنوع کرد نه کشت و کشاورزی مردم را.

ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار