کد خبر: ۴۱۴۲۶
تاریخ انتشار: ۱۱ اسفند ۱۳۹۵- ۱۵:۰۲

کاووس واضحی - پژوهشگر اقتصاد سیاسی

خبرگزاری کشاورزی ایران (ایانا) سوم بهمن‌ماه سال جاری گفت‌وگویی با پرفسور شاپور رواسانی درباره ضرورت‌ها و نتایج اصلاحات ارضی در رژیم گدشته انجام داد. با توجه به ابهاماتی که توضیحات و پاسخ‌های آقای رواسانی (با وجود شناخت و انتظاری که از ایشان دارم) در اینجانب درباره اصلاحات ارضی ایجاد کرد، این نوشته را تهیه کردم.

درباره انگیزه و نتایج اصلاحات ارضی، مطالب زیادی تاکنون نوشته شده است. در این نوشته سعی می‌شود، با توجه به تخصص و شهرت آقای رواسانی (نظریه‌پرداز شیوه تولید در جوامع مستعمراتی) ماهیت اصلاحات ارضی از جنبه تاریخی و ارتباط آن با شیوه تولید سرمایه‌داری در کشاورزی [یا شیوه مدرن و تجاری] و مسئله رشد کشاورزی در آن زمان ایران مورد ارزیابی قرارگرفته و روایت متفاوتی از این واقعه تاریخی به عمل آید. خلاصه این روایت متفاوت چنین است: گرچه هدف شاه از اجرای اصلاحات ارضی، الغای شیوه تولید ارباب - رعیتی و توسعه مناسبات سرمایه‌داری در کشاورزی بود، اما ماهیت خود اصلاحات ارضی در جهت گریز از شیوه تولید سرمایه‌داری بوده است. به عبارت دیگر در شرایطی که توسعه مناسبات سرمایه‌داری قبل از اجرای اصلاحات ارضی به‌طور درونی در حال تکوین بود، اجرای اصلاحات ارضی به‌دلیل "توزیع مجدد زمین" خود مانع بزرگی در مسیر توسعه کشاورزی شد.

نظر رایج درباره اصلاحات ارضی، این است که این پدیده با از میان بردن نظام ارباب - رعیتی/ فئودالیسم و فراهم کردن زمینه‌های گسترش شیوه تولید سرمایه‌داری [یا مدرن] در ایران، مسئله ارضی در این کشور را حل کرده است. [به‌عنوان مثال "باقر مؤمنی" درکتاب "مسئله ارضی و جنگ طبقاتی در ایران"، "محمد سوداگر" در کتاب "رشد سرمایه‌داری در ایران" و برخی گروه‌ها و احزاب].

استنباط این صاحب‌نظران، این است که اصلاحات ارضی، با جدایی "تولیدکننده مستقیم" از وسایل تولید و "سلب مالکیت" از آنها [بر مبنای نظر مارکس راجع به کشور انگلستان در قرون 17 و 18 میلادی و همین‌طور تئوریزه کردن مسئله جدایی تولیدکننده از شرایط عینی تولید، به‌عنوان شرط لازم برای تحقق سرمایه‌داری در کشاورزی، توسط لنین در کتاب "توسعه سرمایه‌داری در روسیه"] آغاز کشاورزی به شیوه سرمایه‌داری در ایران بوده است. از نظر این پژوهشگران، ماهیت اصلاحات ارضی ایران در دهه 40، از نظر تاریخی با سلب مالکیت زمین از دهقانان مستقل در انگلستان در قرن 18 همسان و همانند است.

به زعم نگارنده، آن دسته از نویسندگانی که ماهیت اصلاحات ارضی را، جدایی تولیدکننده مستقیم/ دهقان از وسایل تولید و وسایل معیشت و آغاز تولید مدرن/ شیوه سرمایه‌داری در ایران می‌دانند، دچار نقصان شده‌اند. همچنین یکی دانستن اصلاحات ارضی با سلب مالکیت زمین از دهقانان در انگلستان (قرن 18 میلادی) که منجر به استقرار شیوه تولید سرمایه‌داری در آن کشور شد، دارای ابهام فراوان بوده است. اصلاحات ارضی را فی‌نفسه موجه دانستن و تأکید بر اجرای کامل آن و اهاله ایرادات آن بر انجام ناقص (تقلیل در اجرا) [بدون تحلیل تاریخی مبتنی بر ماهیت تحول در شیوه‌های تولید] که از سوی آقای رواسانی در مصاحبه عنوان شده، ابهامی دیگر در این زمینه گشوده است.

اصلاحات ارضی ایران در ماهیت، به معنای جدایی تولیدکننده مستقیم از وسایل تولید یا به عبارتی، رهایی و آزادی دهقانان از زمین و ابزار معیشت (به‌عنوان شرط لازم برای استقرار شیوه تولید سرمایه‌داری) نبوده است. اصلاحات ارضی ،خلع‌ید از مالک/ ارباب بود نه دهقان. در صورتی در انگلستان قرن 18 از دهقان سلب مالکیت شد. ماهیت اصلاحات ارضی ضدفئودالی، نه ضددهقانی و ماهیت تحولات انگلستان ضددهقانی بود. در زمان اصلاحات ارضی، طبقه اصلی تولیدکننده در ایران، زارعان بودند که رعیت خوانده می‌شدند. مانند سرفها در دوران فئودالیسم. مقارن با اصلاحات ارضی، شمار دهقانان مستقل در ایران، بسیار اندک (حدود 10 تا 15 درصد) بوده است. آنچه که تحت عنوان خلع‌ید (سلب مالکیت) از دهقان مستقل در فرایند اصلاحات ارضی مطرح شده، سال‌ها بعد از اجرای اصلاحات ارضی، آغاز و هنوز هم به‌طور بطئی و درونی کماکان ادامه دارد؛ لذا فرایند جدایی دهقانان مستقل از شرایط عینی تولید (زمین و ابزار معیشت) و در یک کلام، سلب مالکیت از آنان به فرجام نرسیده است. ماهیت خود اصلاحات ارضی، پیامدی از جنس سلب مالکیت از دهقان یا "دهقان‌زدایی" نداشته، بلکه کاملاً بر عکس، منشاء تاریخی شیوه تولید دهقانی بوده است. نتیجه خلع‌ید از مالک (ماهیت اصلاحات ارضی)، تقسیم و توزیع مجدد زمین، تلفیق ابزار کار (زمین با نیروی کاردهقان) بود. این فرایند به معنای زایش شیوه تولید خرده دهقانی است. [مانند اتفاقی که در انگلستان ،مقارن سده‌های 14و15 به شکل درون‌زا به وقوع پیوست] در صورتی که نتیجه خلع‌ید ازدهقان (به مانند انگلستان قرن 18)، تمرکز زمین، جدایی ابزار کار و ابزار معیشت از تولیدکننده مستقیم/ دهقان، انباشت سرمایه و زایش شیوه تولید سرمایه‌داری است.

اصلاحات ارضی اگرچه زارع را به دهقان تبدیل کرد و در نوع خود یک گام به پیش بود، اما شرط لازم برای ایجاد سرمایه‌داری در کشاورزی و تحول کافی در شیوه تولید را ایجاد نکرد. شرط اولیه ایجاد سرمایه‌داری در بخش کشاورزی هنوز هم به‌طور کامل فراهم نشده است و آن عبارت است از: جدایی تولیدکننده مستقیم از شرایط عینی تولید؛ اعم از زمین و ابزار معیشت و تمرکز زمین. در فرایند اصلاحات ارضی، زارع از زیر بار مالک/ فئودال بیرون آمد و به دهقان تبدیل شد. جامعه ارباب - رعیتی مبدل به جامعه خرده دهقانی شد؛ بنابراین برای تحقق سرمایه‌داری در کشاورزی ایران، مانعی بزرگ‌تر و پیچیده‌تر ایجاد شد. در واقع در مسیر تکامل سرمایه‌داری ایران داستانی از نو آغاز شد. طولی نکشید زارع ایرانی، زمینی که در آرزوی به‌دست آوردن آن بود، این‌بار "بهرامی" شد که "گور" آن گرفت. دهقان به تکه زمین خاک آلودی لولید تا در غیاب مالک، تنی بیاساید، اما این زمین بی‌مقدار و معیشت ناچیز، نه‌تنها باعث سلب آسایش از دهقان شد، بلکه انبوهی از جمعیت بیقواره و نامتحد را تشکیل داد که در پروسه دگرگونی‌های اجتماعی، خود تبدیل به یک مانع اصلی گردید.

درک درست از ماهیت اصلاحات ارضی، به‌عنوان یکی از پرمخاطره‌ترین اقدامات در تاریخ معاصر ایران، بسیار حائز اهمیت است. اگر اصلاحات ارضی اجراء نمی‌شد، اولاً؛ استقرار کشاورزی به شیوه سرمایه‌داری زودتر و منطقی‌تر انجام می‌گرفت. بنا به نظر "احمد اشرف" در کتاب "زمین و انقلاب در ایران" سرمایه‌داری در زمین‌های اربابی در آستانه اصلاحات ارضی رو به گسترش بود. مانند تجربه کشور آلمان. دوم؛ اشتباهی تحت عنوان همانندسازی [یکی دانستن ماهیت اصلاحات ارضی ایران (فروپاشی ارباب - رعیتی/ فئودالیسم و زایش اقتصاد دهقانی) با تحولات درونی انگلستان در قرن 18 (فروپاشی اقتصاد دهقانی و زایش سرمایه‌داری)] به‌وجود نمی‌آمد. این همانندسازی منشاء خطاهای فراوان در جهت تمایلات سیاسی گروه‌ها و احزاب در ایران بوده است. به عبارت دیگر؛ آدرسی غلط [البته بسیار روشن] در تاریخ معاصر ایران.

اصلاحات ارضی از نظر ماهیت، بسیار نزدیک به تحولاتی بود که در انگلستان در قرن‌های 15 و 16 میلادی در آن کشور به‌وجود آمد که در نهایت منجر به فروپاشی فئودالیسم و زایش شیوه تولید دهقانی درآن کشور شد. از آن زمان تا قرن 18 [فاصله بین فئودالیسم و سرمایه‌داری] کشور انگلستان، تا اسقرار کامل شیوه تولید سرمایه‌داری، با شیوه تولید دهقانی درگیر بود. همین‌طور فرانسه در زمان حکومت "لویی بناپارت" در قرن 19 با چنین وضعیتی روبه‌رو بود. وضعیتی که امکان برگشت امپراطوری بعد از جمهوری در فرانسه را ممکن ساخت.

شیوه تولید دهقانی (حاصل اجرای قانون اصلاحات ارضی) در ایران، یا از نگاه نویسندگان و صاحب‌نظران پنهان مانده، یا اینکه کاه و پوشال شیوه تولید سرمایه‌داری قلمداد شد. شیوه تولیدی که خود ماهیتی ضدسرمایه‌داری داشته است.

جامعه ایران پس از اصلاحات ارضی با تمام وجود دهقانی بود. تنها در ظاهر قبای سرمایه‌داری بر تن داشت، اما ایدئولوژی‌های سیاسی عمدتاً روی همین عناصر ظاهری جامعه [ساختارها و صورت‌بندی‌های خیالی شیوه تولید سرمایهداری] استوار شد. در صورتی که جامعه ایران، برای تحقق کامل شیوه تولید سرمایه‌داری، وقت زیادی لازم داشت./

ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نام:
ایمیل:
* نظر: