کد خبر: ۴۴۶۲۴
تاریخ انتشار: ۱۳ خرداد ۱۳۹۶- ۱۲:۵۰
فریبا نبوی طهرانی فر

شب 28 اردیبهشت ماه، با دیدن جمعیتی که با شادی زایدالوصفی به خیابان ها ریخته و به هواداری کاندیدای مورد نظر خود می پرداختند، اشک شوق در چشمانم حلقه بست، چقدر دلم برای دیدن این لحظه های باشکوه، تنگ شده بود؛ از شادی مردم به وجد آمده بودم؛ باور نمی کردم کسانی که سال ها با مشکلات فراوان دست وپنجه نرم کرده و از سر یاس، به کنج عزلت و بی تفاوتی و پناه برده اند، این چنین با شور به خیابان ها ریخته و اظهارخوشحالی می کنند ...

آن شب اما، گویی همه چیز فرق می کرد ... بینش سیاسی مردم در تحمل کاندیدای رقیب بسیار قابل توجه بود و کمتر شاهد رفتار متعصبانه در هواداری از کاندیدایی بودم.

پس از گذر از میدان فاطمی و ورود به خیابان فلسطین شمالی، تقریبا حرکت اتومبیل ها متوقف شده بود؛ اما جالب اینکه، مردمی که حتی طاقت ندارند چند لحظه پشت ترافیک شهر بمانند، با شور و شوق خاصی ، وارد مسیرهایی می شدند که عبور از آن مستلزم ساعت ها وقت بود.

حضورآگاهانه مردم با در دست داشتن عکس کاندیدای محبوب خود، ناخواسته هر بیننده ای را به وجد می آورد .

حس عجیبی داشتم... باور کردم که تفاوت معنایی انتخابات این دوره، توانسته مردم را از کنج خانه ها، به دل شهر بکشاند تا خون تازه ای در شریان شهر جریان یابد.

راست می گویند " که آدمی به امید زنده است " و آن شب روشنای امید، به چراغانی شهر آمده بود .

ناخودآگاه، یاد دوره یازدهم ریاست جمهوری افتادم ... دوره ای که با بی تفاوتی و ناامیدی تمام ، از رای دادن خودداری کردم ...

سفری به یاد ماندنی!

مرداد سال 92، در اوج گرمای طاقت فرسا، با هماهنگی های لازم و همراهی و مساعدت های فراوان مدیر ستادی بانک کشاورزی خوزستان، مهندس حجت ا ... اژدر، برای تهیه ی ویژه نامه ای که توانمندی های این استان را به نمایش بگذارد، عازم خطه ای شدم که برایم از قداست خاصی برخوردار بود؛ سفری غرورآفرین که به نگاهم، عمق و وسعت بخشید و ضمن به نمایش درآوردن عظمت این استان، واقعیات تلخ و شیرین زیادی را برایم روشن ساخت.

آن سال، با انتخاب آقای روحانی به ریاست جمهوری، تب تاب انتخاب وزیران بالا گرفته بود؛ دولت اسامی وزرای خود را به مجلس معرفی کرده و در این میان، معرفی مهندس حجتی به عنوان وزیر پیشنهادی دولت یازدهم، با حرف وحدیث های فراوانی همراه بود... مهندس حجتی می بایست سکان مدیریت وزارتخانه ای را می پذیرفت که بسیار ضعیف و رنجور شده بود ...

نا کارآمدی دکتر خلیلیان، وزیرجهاد کشاورزی دولت دهم، مشکلات فراوانی را در بخش کشاورزی به وجود آورده بود که از مهم ترین آن می توان به وابستگی گندم ( پس از سال ها خودکفایی در این محصول استراتژیک) و از دست دادن ساختمان شیشه ای به عنوان نماد ستاد اجرایی بخش کشاورزی اشاره کرد.

در مصاحبه با مدیران واحد های تولیدی، کمتر تولید کننده ای را می دیدم که از اوضاع نابسامان اقتصادی شاکی نباشد و به مشکلات فراوان این بخش اشاره نکند؛ ورشکستگی وتعطیلی بیشترواحدهای تولیدی که فعالیت خود را بدون هیچ نظارت وحمایتی تحت عنوان" بنگاه های زود بازده "شروع کرده بودند، مشاهده آثار جنگ تحمیلی و زخم گلوله بر در و دیوارشهر، گرمای خارج از تصور در کناربه گل نشستن کارون( رودخانه خروشانی که زمانی در آن ، کشتی ها آمد وشد داشتند ) آب شرب بسیار ناگوار، که با بیماری های گوناگونی برای مردم این استان همراه بود، آسمان گرفته با هوای ناسالم وهجوم ریزگردها، که نفس کشیدن را بر مردم دشوار ساخته ومخل حیات بود، بیکاری جوانان ، فقر و محرومیت مردم، فقدان مراکز تفریحی و فرهنگی و بهداشتی همه و همه، چهره ی این استان توانمند را در ذهنم مخدوش ساخت ...

مگر می شود استانی پهناور با این همه ذخایرعظیم نفت و گاز و ثروت فراوان، همچنان در محرومیت و فقر باشد!؟ مگر امکان دارد کشاورز و دامدار و مدیران واحدهای صنعتی همه لب به شکایت بگشایند؟ مشکل از کجا بود؟ چرا رئیس جمهوری و وزیر دولت دهم، هیچ اهتمامی در جهت بهبود اوضاع این استان به خرج نداده و دستاورد حکومت هشت ساله شان، جز رنج و فقر و گرانی چیزی نبود؟

آن زمان با هر تولید کننده ای درباره مشکلات صحبت می کردم به تحریم و آثار آن در اقتصاد کشوراشاره می کرد و از دکترروحانی، به عنوان رئیس دولت یازدهم می خواست که با اصلاح روش های گذشته، قدمی اساسی در جهت حل مشکلات کشور بردارد...

آن زمان در انتهای یک ویژه نامه استان، از آقای روحانی خواستم که فارغ از تعریف و تمجید متملقان و بدون استفاده از امکانات و تشریفات، راهی خوزستان شود و از نزدیک وضعیت نابسامان این استان زرخیز را ببیند ...

پس از چند ماه، وقتی شنیدم دکتر روحانی، خوزستان را برای نخستین سفر استانی خود انتخاب کرده است، دلم به اتفاق های خوب نیفتاده، روشن شد.

بعد از گذشت 4 سال

آشنایی با تولید کنندگان و کارآفرینان خوزستان در بخش های مختلف، به ارتباطی مستمر و آگاهی از شرایط موجود این عزیزان انجامید.

هر چند خودکفایی مجدد در تولید گندم، یکی ازمهم ترین دستاوردهای مهندس حجتی در دولت یازدهم محسوب می شود که به مثابه افتخار ملی، بسیار درخور توجه است؛ اما متاسفانه، خوزستان 4 سال گذشته را نیز با مشکلات فراوان و خصوصا هوای آلوده به ریزگرد و آب ناسالم، پشت سر گذاشت تا جایی که بارها در شدت هجوم ریزگردها، مردم خانه نشین شده و تعداد بسیاری نیز راهی بیمارستان شدند ...

بدون شک برخورداری از آب و هوای سالم، از بدیهی ترین حقوق انسانی جوامع شمرده می شود و این محرومیت در برابر سایر مشکلات، چیزی نیست که به راحتی بتوان از آن چشم پوشید؛ اما با وجود مشکلات، آنچه تعجب همگان را برانگیخت، حضور چشمگیر مردم خوزستان و افزایش دو برابری تعداد آرای روحانی نسبت به سال 92 بود.

استقبال بی نظیرمردم خوزستان از روحانی، با این شعار که " ما که هوا نداریم، ولی هواتو داریم"؛ بیش از هر چیز، روح وفاداری و حمایت را در اولویت تحولات اساسی به نمایش گذاشت.

حمایتی که بیش از هر زمان، مستلزم توجه و قدردانی است و جز با خدمت صادقانه و اهتمام دولت برای حل مشکلات قابل جبران نیست.

اینکه بیش از 23 میلیون نفر، با رای خود، نتیجه ی انتخابات را به نفع روحانی تغییر دادند موضوعی نیست که به راحتی بتوان از آن چشم پوشید؛این بار، خواسته های به حق مردم ایران، خصوصا استان خوزستان، هیچ اما و اگر و تردید و تاخیری را روا نمی دارد.

دستور مقام معظم رهبری، مبنی بر احیای 550 هزار هکتار از اراضی این استان به همراه بهره مندی مردم غیور آن از مواهب طبیعی همچون آب و هوای سالم به همراه ایجاد اشتغال و حمایت از تولید کنندگان، از اهم اموری است که کوتاهی و تعلل در آن، به هیچ وجه قابل بخشش نیست .

آقای روحانی! شما با مردم خوب، نجیب و صبوری روبرو هستید که با رای خود، دوباره امانت سنگینی را به شما سپرده اند... آنها سرنوشت کشور را به شما سپرده اند.

در 4 سال گذشته، با توجه به آثار سوء مدیریت دولت قبلی، شاید تا حدودی می شد با نظراغماض، ازمطالبات برحق مردم گذشت؛ اما این بار، کوتاهی دربرابرمشکلات، هیچ توجیهی ندارد و شایسته است با تدبیر خود، ضمن پاس داشتن اعتماد ملی، از خدشه دار شدن آن بطور جدی جلوگیری نمایید./

ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نام:
ایمیل:
* نظر: