کد خبر: ۴۵۰۱۷
تاریخ انتشار: ۲۴ خرداد ۱۳۹۶- ۰۹:۳۹
در حالي كه اين روزها اعطاي تسهيلات به اشتغال روستايي به محوري براي نقد تبديل شده، مهمترين شاخصه‌ها در اين نقدها معمولا مورد غفلت واقع شده است. براي ارزيابي بهتر كاركرد اين تسهيلات در ايجاد اشتغال و توسعه روستايي بايد ابتدا به شناختي از روند اقتصادي موجود در كشور برسيم و سپس بر اساس اين روند، مسائل را ارزيابي كنيم.

دكتر ابوالقاسم عربيون - اقتصاددان

در حالي كه اين روزها اعطاي تسهيلات به اشتغال روستايي به محوري براي نقد تبديل شده، مهمترين شاخصه‌ها در اين نقدها معمولا مورد غفلت واقع شده است. براي ارزيابي بهتر كاركرد اين تسهيلات در ايجاد اشتغال و توسعه روستايي بايد ابتدا به شناختي از روند اقتصادي موجود در كشور برسيم و سپس بر اساس اين روند، مسائل را ارزيابي كنيم.

به طور كلي دو روند اقتصادي وجود دارد. نخست روند معمول كه در حال حاضر در كشور ما وجود دارد و ديگري روند كارآفريني. روند معمول بر پايه منابع است. اين منابع مي‌تواند تسهيلات، منابع طبيعي، منابع انساني، منابع در اختيار و... باشد. بر اساس روند معمول، اين منابع بايد بر بستر شرايط اقتصادي و اجتماعي كشور سوار شود تا بتواند منشا تحولات شود و اشتغال و رشد GNP كشور را به همراه بياورد.

در مقابل روند معمول كه مبتني و متكي بر منابع است، روند ديگري هم وجود دارد كه به عنوان اقتصاد كارآفرينانه شناخته مي‌شود. به طور كلي اقتصاد كارآفرينانه مي‌گويد بستر يا همان شرايط اجتماعي و اقتصادي مهم است اما در عين حال بايد دو رويكرد اساسي را مد نظر قرار دهيم. نخست رويكرد شناسايي فرصت‌ها و ديگري رويكرد شناسايي استعدادها. از تلفيق اين دو كسب و كار هم‌افزا شكل مي‌گيرد كه ماحصل آن GNP را تشكيل مي‌دهد. تفاوتي كه اقتصاد معمول با اقتصاد كارآفريني دارد اين است كه اقتصاد كارآفرينانه ارزش‌افزا است. اين در حالي است كه اقتصاد معمول متكي بر منابع است اما اقتصاد كارآفرين ارزش توليد مي‌كند.

مهم اين است كه رويكرد كارآفرينانه در اقتصاد پياده شود. در اين صورت تمام امكانات و منابع هم در همين مسير به خدمت گرفته مي‌شود كه خروجي آن ارزش‌آفريني و اشتغالزايي خواهد بود. در مورد تسهيلاتي كه قرار است به اشتغال روستايي اختصاص يابد هم اين سوال مطرح مي‌شود كه چه نوع كارآفريني و كسب و كاري مي‌تواند ارزش‌آفرين باشد. در اين خصوص بايد گفت توريسم يكي از هزاران هزار راه براي شناسايي فرصت‌ها و استفاده از استعدادهاي روستايي است. البته همه فرصت‌ها به اين بخش ختم نمي‌شود و راه‌هاي ارزش‌آفريني بي‌شماري وجود دارد.

در مورد ايران به نظر مي‌رسد روند قالب در اقتصاد، روند معمول و يا متكي بر منابع بوده است. بنابراين در چنين شرايطي تغيير روند اقتصادي به سمت ارزش‌آفريني الفباي اوليه حل بحران بيكاري و ايجاد اشتغال است. اگر دنبال حل مساله اشتغال، فقر و بيكاري در كلان جامعه به شكل عام و در بخش روستايي به شكل خاص هستيم بايد اقتصاد معمول را به سمت كارآفريني حركت دهيم. اما در بيان هيچ كدام از نامزدهاي رياست جمهوري چنين رويكرد و رفتاري مشاهده نشد. اگر اقتصاد به سمت كارآفريني حركت كند، به صورت خودكار به سمت پايداري هم حركت خواهيم كرد. اقتصاد معمول اقتصاد ناپايدار است. اين در حالي است كه اقتصاد كارآفرين، رو به رشد است. به بيان بهتر رشد در اين ساختار درون‌زاست. بنابراين اگر پارادايم اقتصادي كشور را عوض كنيم، كشور به توسعه مي‌رسد اما اگر با پارادايم موجود ادامه دهيم نه كشور به توسعه مي‌رسد و نه روستاها.

ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نام:
ایمیل:
* نظر: