کد خبر: ۴۵۴۸۸
تاریخ انتشار: ۰۷ تير ۱۳۹۶- ۰۹:۴۴
درختان بلوط قطع و تبدیل به زغال می‌شوند. به این ترتیب بخش مهمى از منابع طبیعى و ارزشمند مناطق غربى ایران در حال تبدیل به زغال است. قبل از پرداختن به موضوع زوال جنگل‌هاى زاگرس ضرورت دارد كه اشاره‌اى به تاریخچه این سلسله جبال و اهمیت پوشش گیاهی آن به‌صورت جنگل انداخته شود.

مظفر شیروانی، کارشناس بین‌المللی جنگل

درختان بلوط قطع و تبدیل به زغال می‌شوند. به این ترتیب بخش مهمى از منابع طبیعى و ارزشمند مناطق غربى ایران در حال تبدیل به زغال است. قبل از پرداختن به موضوع زوال جنگل‌هاى زاگرس ضرورت دارد كه اشاره‌اى به تاریخچه این سلسله جبال و اهمیت پوشش گیاهی آن به‌صورت جنگل انداخته شود.

تاریخچه :

سلسله جبال زاگرس از مناطق كنار دریاچه وان در تركیه آغاز می‌شود و استان‌هاى آذربایجان غربى، كردستان، كرمانشاه، ایلام، لرستان، چهار محال و بختیارى، اصفهان، كهگلویه و بویراحمد، فارس و بخش عمده‌ای از استان خوزستان را در بر می‌گیرد. طول تقریبی این رشته جبال به حدود ١٤٠٠ كیلومتر و مساحت آن حدود٦٠٠٠ كیلومتر مربع تخمین زده می‌شود. رودخانه‌هاى بزرگى مانند كرخه، زاینده رود و كارون كه دومین رودخانه بزرگ جهان با طول ٨٥٠ كیلومتر است از این كوه‌ها سرچشمه می‌گیرند. این سلسه جبال یكی از مهمترین زیستگاه‌هاى كوهستانى ایران به‌شمار می‌رود و به ‌لحاظ در بر داشتن اندوخته‌هاى گیاهى و حیوانى ( فون و فلور ) یكى از غنى‌ترین زیستگاه‌هاى كوهستانى جهان به شمار مى‌آید . از حدود هزار سال قبل از میلاد مسیح تاكنون مردم در دامنه این كوه‌ها زندگى می‌كنند و به درستى حدس زده می‌شود كه براى نخستین بار در جهان گوسفند ( بز ) را در این منطقه اهلى و گندم و جو را كشت كرده‌اند. در تپه‌های حاجی فیروز و گودین تپه علایمی دال بر انگور كاری دیده شده، كه قدمت آنها به ٣٥٠٠ تا ٤٠٠٠ سال قبل از میلاد تخمین زده می‌شوند. حدود ٤٠ درصد آب‌های شیرین فلات ایران از این رشته جبال سرچشمه می‌گیرند.

پوشش گیاهى و نقش جنگل در سلسله جبال زاگرس

سطوح رشته جبال زاگرس از گذشته‌هاى بسیار دور به علت شرایط آب و هوایى مناسب از جنگل‌هاى انبوه با گونه‌هاى بسیار متنوع جنگلى و پوشش بسیار غنى گیاهان كف جنگل پوشیده شده بود كه به‌ تدریج به علت دخالت‌هاى مداوم انسانى، چراى دام، مصارف روستایى و غیره سیر قهقرایى را طى کرده‌اند . در مورد نقش عمده این جنگل‌ها به‌عنوان زیر بناى حیات در این مناطق مطالب فراوان نوشته و ذكر شده است كه در اینجا به‌طور مختصر به تأثیرات آنها بر روى آب و هوا و افزایش میزان بارش در مناطق مختلف بسنده می‌شود . به‌طوركلى یكى از عوامل مهم در افزایش بارندگى در هر منطقه توپوگرافى و كوهستان‌هاى موجود در محل است. اهمیت كوه‌ها و رودخانه‌هایى كه از آن ها سرچشمه می‌گیرند را می‌توان در كشورهاى ایران (سلسله جبال البرز و زاگرس ) در عمان ( كوه‌هاى ظفار )، در تركیه و ارمنستان (كوه‌هاى آرارات) در چین، نپال، هندوستان، پاكستان (هیمالایا) در افغانستان ( كوه‌هاى هندوكش )، اروپا ( كوه‌هاى آلپ ) و همچنین در سایر كشورهاى جهان به خوبى مشاهده کرد. ابرهاى برخواسته از دریاها در برخورد با دامنه‌ها و ارتفاعات این كوهستان‌ها سرد، منجمد و بارش‌هاى منطقه‌اى را موجب می‌شوند. هرچه سطح این كوهستان‌ها از جنگل‌هاى انبوه‌ترى پوشیده شده باشند، شدت تششعات خورشیدى در این مناطق كمتر است. این تاثیرات توام با عملیات تبخیر، تعرق، مه ایجاد شده و میكروكلیماى جنگل، جملگى نقش تعیین كننده‌اى را در تنظیم و میزان بارندگى در مناطق مختلف خواهند داشت.

عوامل مؤثر در افزایش بارش در فلات ایران:

وجود دو رشته جبال البرز و زاگرس در كشور ایران امكانات زیادى را براى استفاده بهینه از منابع جنگلى سبز شده بر این ارتفاعات كوهستانى فراهم کرده است. این دو رشته سلسله جبال به خصوص رشته کوه‌های زاگرس با پوشش گیاهى انبوه خود باعث به‌وجود آمدن آب و هواى نسبتا مساعدى نسبت به سایر كشورهاى خلیج فارس و برخى از همسایه‌هاى دیگر شرقى و جنوب شرقى در كشور ایران می‌شوند. ابرهاى برخواسته از خلیج فارس، دریاى سیاه و دریاى مدیترانه با برخورد به دامنه‌ها و ارتفاعات این سلسله جبال سرد شده و به صورت برف و باران ریزش می‌کنند. نابودى تدریجى جنگل‌ها و از بین رفتن پوشش گیاهى باعث می‌شوند كه بخش عمده‌اى از ابرهاى برخواسته از دریاها به علت گرمایش سطح زمین و لخت شدن آن، سبک‌تر شده و توسط باد از روى ارتفاعات زاگرس عبور می‌کنند. از دست رفتن تدریجى ابرهاى سبک شده می‌توانند یكى از مهم ترین عوامل فقدان تدریجى بارندگى و خشكسالى‌هاى متمادى در جنوب و جنوب غربى كشور باشند. تغییرات جوامع گیاهى و حیوانى در حوزه‌هاى مختلف زاگرس دلالت بر این امر دارند كه آب و هواى این مناطق هرگز به خشكى كنونى نبوده است . بلكه از بین رفتن تدریجى جنگل‌ها و مراتع در شدت بخشیدن این روند خشكسالی‌ها تأثیر به‌سزایى داشته‌اند. در ایران سالانه فقط 63 هزار هكتار از جنگل‌های البرز و زاگرس نابود ‌می‌شوند. ( مخدوم همايش سراسري ٢٥ ابان ٢٠١٣ خرم آباد) از دست دادن چنین سطحى از جنگل‌ها براى كشورى كه در حوزه كمربند خشك نیمه حاره‌اى واقع شده است خود یک فاجعه بزرگ زیست محیطى و عامل مهمى در تقلیل بارندگی‌هاى محلى و پراكند‌گى بیشتر ریزگردها است. به‌طور كلى به عكس تصور عامیانه، جنگل‌ها مطلقا نیازى به آبیارى ندارند بلكه خود عامل مهمى در ریزش و افزایش بارندگى در مناطق مختلف جهان است.

علل گسترش خشكسالى و تغییرات شدید آب و هوایى

افزایش روزمره گازهاى گلخانه‌اى: به‌طور كلى گازهاى گلخانه‌اى به گازهاى گفته می‌شوند كه تاثیرات سویى بر روى آب و هوا می‌گذارند. گاز دی اکسید کربن یكى از خطرناک‌ترین این گازها است كه از سوخت ساز مواد فسیلى حاصل می‌شود. مقدار این گاز در سال‌هاى اخیر از 250 قسمت هر میلیون متر مکعب به مقدار 350 قسمت در هر میلیون متر مکعب افزایش یافته و پیش‌بینى می‌شود كه در صورت عدم تدابیر مناسب مقدار آن تا سال 2050 به 450 قسمت در هر میلیون متر مکعب نیز افزایش پیدا کند. افزایش تدریجى این گاز عامل بسیار مهمى در تغییرات اب و هوایى و گسترش خشكسالى است.

سیر قهقرایى جنگلها: بهره‌برداری‌هاى نابخردانه از جنگل‌ها توام با عدم اگاهى مردم از عواقب تخریب آنها یكى از عوامل مهم تغییرات شدید آب و هوایى در جهان و بالاخص در كشورهاى در حال توسعه است. گرچه جنگل‌ها در كشورهاى صنعتى نیز أزبین برده شده‌اند اما تفاوت فاحشى بین تخریب جنگل در كشورهاى صنعتى و كشورهاى درحال توسعه وجود دارد. در اكثر كشورهاى صنعتى ضمن از بین بردن جنگل‌هاى طبیعى، جنگل‌هاى دست كاشت توسعه یافته‌اى به‌وجود آورده شدند كه علاوه بر نقش اقتصادى، اهمیت زیادى نیز در احیاى محیط زیست ایفا می‌کنند. در كشورهاى توسعه نیافته به علت عدم آگاهى مردم و حاكمیت اقتصاد كشاورزى بر جوامع، تبدیل تدریجى عرصه‌هاى منابع طبیعى به زمین‌هاى كشاورزى، چراى دام و غیره نابودى كامل این منابع را باعث می‌شوند. منابع طبیعى سلسله جبال زاگرس نیز تا كنون از این مقوله جدا نبوده‌اند. شدت تخریب و تبدیل عرصه‌هاى جنگلى از طریق بهره‌برداری‌هاى سنتى، صنعتى، زغال‌گیرى، چراى دام و یا تبدیل کردن عرصه‌هاى آنها به زمین‌هاى فقیر و یا غنى كشاورزى به‌تدریج و طى سال‌هاى متمادى نابودى این منابع را در پى داشته‌اند.

یكى دیگر از عواملى كه در طى سال‌هاى اخیر باعث از بین رفتن جنگل‌هاى زاگرس شده است شیوع بیمارى بلوط میرى ( بیمارى زغالى Biscogniaxia mediterran ) و متعاقب ان طغیان افات است. این بیمارى بیشتر از همه زمینه خشك شدن درختان بلوط و مخصوصا درختان و درختچه‌هاى شاخه زاد كه بیش از 70 در صد پوشش گیاهى منطقه را شامل می‌شوند را فراهم کرده است. عمر این گونه‌هاى شاخه زاد نسبت به درختان دانه زاد خیلى كوتاهتر و حساسیت آنها نسبت به عوامل نامساعد طبیعى بیشتر است. این درختان بیمار ضمن خشك شدن تدریجى پس از مدت زمان كوتاهى خود به یك منبع آلوده كننده بیمارى مبدل می‌شوند. طغیان بیمارى تمام جنگل‌هاى منطقه اعم از جنگل‌كاری‌ها و یا جنگل‌هاى طبیعى را نیز تهدید می‌کند. بنا به‌گفته مهدى مؤمنى دبیر همایش كشورى "هاوار بلوط" ١٩میلیون اصله درخت بلوط فقط در سطح جنگل‌های ایلام نابود شده‌اند. ١٥ درصد دیگر نیز خشك و بقیه نیز به‌سرعت در حال خشك شدن هستند.

بنا به گفته پروفسور مولینا سر پرست گروه فنی FAO ( پيام طبيعت ، پايگاه اطلاع رساني سازمان جنگلها ، مراتع و آبخيزدارى دوم شهریور سال 93) "سابقه بیمارى به سال 2009 برمی‌گردد، یك میلیون و چهارصد هزار هكتار از این جنگلها آلوده و مبتلا به بیمارى زغالى هستند و سازمان جنگل‌ها با تهیه دستورالعمل‌اجرایى و بهداشتى ٦٤ هزار هكتار از درختان الوده را قطع كرده است!" . این در حالی است که کارشناسان دفتر مهندسی جنگل FTB (گزارش پايان كار سال 1995) علائم جنگل میرى را در سال 1995( 14 سال قبل از این تاریخ ) در جنگل‌ها مشاهده و توجه مسئولان را به این امر مهم معطوف شد. بیمارى در آن زمان در سطح كنونى پیشرفت نكرده بود. در سال 2009 كه بیمارى زغالى تشخیص داده شد، درختان بیش از 70 درصد برگ‌های خود را از دست داده بودند. از زمان تنك شدن تاج درختان تا مرگ آنها زمانى طولانى سپرى شده است . در این فاصله اتفاقاتى نیز در محیط رخ داده كه موجب شده است درختان به شدت برگ‌هاى خود را از دست بدهند. زمانى كه درختان به مرحله‌ تنك شدن برگ‌ها برسند درختان آسیب دیده محسوب می‌شوند كه مصونیت خود را از دست داده و پذیراى هر نوع آفت ویا بیمارى خواهند بود. در حال حاضر حد اقل یك میّلیون و چهار صد هزار اصله درخت از بقیه این جنگل‌ها نیزاسیب دیده و بیمار هستند.

چه باید كرد ؟

اگر علاقمند به كم كردن دوره‌هاى خشكسالى و تعدیل كردن درجه حرارت هوا هستیم، ضرورت اجتناب‌ناپذیر در این كشور ایجاب می‌کند كه فعالیت‌های گسترده و جدى را در زمینه‌هاى مختلف از قبیل كم كردن میزان گازهاى گلخانه‌اى همچنین گسترش و احیاى منابع طبیعى فراهم کنیم. یكى از مؤثرترین راه‌هاى در كم كردن این گازها در هوا گسترش جنگل‌ها است. هرچه جنگل‌ها متنوع‌تر، جوان‌تر و سطح آنها گسترده‌تر باشد به همان نسبت نیز جذب دی اکسید کربن در آنها زیادتر خواهد بود. در این مورد هرگونه اقدام احیایى، حفاظتى، پرورشى كه پایدارى و استقامت جنگل‌ها را فزونى بخشد، نقش تعین كننده‌اى نیز در كم كردن میزان دی اکسید کربن خواهند داشت. جنگل‌ها به‌طور كلى منابعى خود كفا هستند كه اگر عوامل تخریب از میان آنها برداشته شوند، قادرند در مدت زمانى نه چندان دور اكوسیستم تخریب یافته را بازسازى و خود را احیا کنند. این جوامع خود درمان در اكثر مواقع نیازى نیز به كمك‌هاى خارجى مانند سم پاشى، كود دهى، جنگل‌كارى و یا آبیارى نخواهند داشت. آنها قادرند درسخت‌ترین شرایط بر روى صخره‌ها، شن‌زارها و زمین‌های فقیر رشد کنند وعامل اصلى در به‌وجود آمدن خاك، افزایش رطوبت و غیره باشند.

در مورد جنگلهای زاگرس به‌نظر می‌رسد كه عوامل متفاوت و زیادى از گذشته‌هاى دور تاكنون در درهم ریختن ساختار و پایین آوردن نقطه آسیب‌پذیرى این منابع تاثیر گذاشته‌اند. در این شرایط به نظر نویسنده، باید نخست بدون اتلاف وقت و با خونسردى تمام نسبت به جمع‌آوری تمام اطلاعات لازم از گذشته‌هاى بسیار دور تاكنون در مورد این جنگل‌ها و همچنین تغییر و تحولاتى كه در جوامع حیوانى و انسانى وابسته به آنها در این زمان‌ها رخ داده است، اقدام کرد. اطلاعات دقیق جمع‌آورى شده از چگونگى تغییرات آب و هوا، افزایش گرماى منطقه، خشكسالى، گازهاى آلوده كننده، رشد جمعیت‌ها، حضور صنایع مختلف، تجزیه وتحلیل و عناصر خاك، برگ درختان و غیره می‌توانند شناخت بیشترى را در اختیار محققان قرار دهند.

در حال حاضر تنها یك میلیون و چهار صد هزار هكتار از جنگل‌هاى زاگرس بیمار و ٦٤ هكتار نیز تنها در سال‌های اخیر از طرف سازمان جنگل‌ها و مراتع مجوز قطع گرفته‌اند. اگر سطح بیمارى در جنگل‌هاى شمال و سایر نقاط كشور را نیز به آنها اضافه کنیم، متوجه خواهیم شد كه عمق فاجعه به مراتب عمیق‌تر از آن است كه فقط به یك بیمارى زغالى و یا طغیان یک آفت بسنده شود كه بتوان با تصور تغییرات جزیی آب و هواى فصلى واقدات فورى بهداشتى در عرض یكسال از میان بر داشته شوند( رئيس سازمان جنگل‌ها: خشكيدگی جنگل‌های بلوط زاگرس متوقف شد . پيام طبيعت 16 شهریور ماه 93) و یا اینكه تمزكز فكر و نیرو فقط به چراى دام محدود شود. به‌نظر می‌رسد همان‌طور كه اشاره شد تنها جمع‌آورى اطلاعات گسترده وهمه جانبه می‌تواند محققان را در شناخت علل بیمارى و اتخاذ راه‌هاى پیشگیرى و درمان كمك کند. هدف از این آمار برداری‌ها تنها محدود به وضعیت فعلى جنگل نمی‌شود، بلكه مشكلات و مسائل ساكنان این عرصه‌ها باید مشخص و راه حل‌هاى مناسب براى إز بین بردن مسایل آن ها پیشنهاد و به اجرا در آیند. مساله روستاییان و دام‌هاى آنها براى دستیابى به راه حل‌هاى مناسب یكى از مهمترین بخش‌هاى برنامه‌ریزى‌ها را به خود اختصاص خواهند داد. در درجه نخست حل مشكل دام و مشكلات اجتماعى خیلى دشوار به‌نظر می‌رسند، اما از آنجایی كه أكثر كشورهای صنعتى توانسته‌اند به تدریج بر این مشكلات فایق آیند، اطلاعات و تجارب آنها می‌تواند در از بین بردن این موانع در كشور ایران نیز موثر واقع شود.

اكتفا کردن به سوزاندن حجم زیادى از درختان بیمار گرچه یك راه حل فورى به منظور جلوگیرى از شیوع و پراكندگى بیمارى است اما به هیچ وجه علت اصلى بیمار شدن درختان و چگونگى اتخاذ تدابیر لازم جهت پیشگیرى را مشخص نمی‌کند. علاج واقعه را قبل از وقوع باید كرد. سوزاندن حجم زیادى از درختان بیمار و آسیب دیده خود باعث انتشار مقدار زیادى از گازهاى گلخانه‌اى بالاخص گازهاى مونواکسید کربن و دی اکسید کربن در هوا می‌شود. انتشار این گازها به‌عنوان عامل مهم آلوده كننده محیط زیست نقش عمده‌اى را در افزایش گرما، خشكسالى و بالاخره در فراهم کردن شرایط جنگل‌میرى به وجود می‌آود . معمولا تا زمانی كه علت اصلى بیمارى به‌طور دقیق مشخص نشده است، راه‌هاى پیشگیرى و درمان آن نیز امكان‌پذیر به نظر نمی‌رسد. اگر علت بیمارى یك قارچ، یك ویروس، یك باكترى و یا آفات و امراض دیگرى باشند، باید مشخص شود كه با توجه به حضور همیشگى این عوامل بیمارى‌زا در طبیعت، چه اتفاقاتى در جنگل رخ داده است كه موجب طغیان آفات و امراض شده است.

فقدان زادآورى طبیعى و ضرورت جنگلكارى:

ظاهرا در احیای جنگل‌هاى مخروبه و بیمار زاگرس امر جنگل‌کارى ضرورى به نظر می‌رسد. به‌طور كلی نباید فراموش كرد كه جنگل‌كارى زاییده فكر انسانى است كه از عمر آن نیز بیش از حدود دویست سال نمی‌گذرد. جنگل‌ها قادرند مانند سایر موجودات زنده به شرطى كه پایگاه‌هاى آنها زیاد در هم ریخته نشده باشند، زادآورى طبیعى کنند. از این امكان طبیعى كه هزینه چندان قابل توجهی نیز به همراه نخواهد داشت، می‌توان حداكثر استفاده لازم را کرد. جنگل‌هاى زاگرس جنگل‌هاى طبیعى تخریب شده‌اى هستند كه تاكنون با وجود مسایل و مشكلات تخریب كننده به‌طور خودكار نیز كم و بیش زادآورى و تجدید حیات کرده‌اند. متاسفانه نهال‌هاى سبز شده آن ها بلافاصله توسط دام چریده شده و امكان رشد پیدا نمی‌کند. بنابراین در پایگاه‌هاى مناسب می‌توان از میكروكلیماى موجود با وجود درختان و درختچه‌هاى شاخه زاد و یا دانه زاد استفاده بهینه کرد و زمینه را براى به وجود آمدن زادآورى طبیعى فراهم ساخت. زادآورى‌هاى طبیعى گرچه در ابتدا رشد كندترى نسبت به نهال‌هاى جنگلكارى شده دارند ، اما آنها با توجه به تنوع ژنى بسیار متفاوتى كه نسبت به نهال هاى حاصل از نهالستان‌ها دارا هستند، قادرند خودشان رابه بهترین وجه با تغییرات آب وهوایى هماهنگ کنند. در زادآوری‌هاى طبیعى با توجه به رقابت‌هاى شدیدى كه بین نهال‌هاى سبز شده وجود دارد، نهال‌هایى ادامه بقا پیدا می‌کنند كه قادر باشند خود را به بهترین وجه با شرایط موجود و متغیر طبیعت وفق دهند. گرچه این نهال‌ها طى سال‌اى اولیه، رشد نسبتا كمترى را نسبت به نهالهاى دست كاشت دارند. اما آن ها قادرند در سال‌هاى آتى به سرعت این كندى رشد را جبران کنند. كندى رشد سالیانه آنها در سال‌هاى اولیه زادآورى كه باعث ضخیم شدن جدار سلولزى و فشردگى دوایر سالیانه آنها می‌شود خود عامل بسیار مهمى در انعطاف پذیرى (Elastitet) درختان در سال‌هاى آتى است. این تفاوت رشدى مراحل اولیه زاداورى از لحاظ اكولوژى و اكونومى بسیار معنا دار بوده و در آینده این منابع اهمیت به سزایى خواهد داشت. با وجود مزایایى كه زادآورى طبیعى بر جنگل‌كارى‌هاى مصنوعى دارد ، اما اجبارا در برخى از موارد به علل مختلف امر جنگلكارى ضرورى و اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد. در این عرصه‌ها مساله احیاى جنگل‌ها عملا با موفقیت جنگل‌كاری‌ها رابطه مستقیم پیدا می‌کند. به‌طور كلى اكثر قریب به اتفاق جنگلكارى‌ها در جهان بر اساس تفكر جنگلدارى كلاسیك مدیریت می‌شوند. در این روش كارشناسان مسئول با جمع‌آورى اطلاعات صحرایى و ادارى با توجه به جوامع گیاهى منطقه اقدام به انتخاب گونه و عملیات جنگلكارى می‌کنند. از آنجایی كه جوامع گیاهى منطقه خود تحت تأثیر عوامل محیطى تغییر پذیرند، بنابراین انتخاب گونه‌هاى جنگلكارى تنها بر این اساس مطمئنا آینده آن ها را به مخاطره خواهد انداخت. علاوه بر این اقدام این نوع جنگل‌كاری‌ها، مجریان را در چهار چوب یک برنامه صد الى صد و پنجاه ساله ( دوره دیرزیستى درختان ) با عملیات پرورشى ایستا محدود می‌کند و امكان هر گونه خروج از آن را با توجه به تغییرات آب وهوایى از آنها سلب می‌کند. در جنگل‌كاری‌هاى دست كاشت نهال‌هاى كاشته شده جمیعا همسال و در آینده نیز با توجه به عملیات پرورشى كلاسیک كه در آنها به عمل خواهد آمد به جنگل‌هاى یک اشكوبه، همسال ، ناپایدار و در اكثر مواقع نیز تک گزینى مبدل می‌شوند كه در مقابل عوامل زنده و غیره زنده طبیعى بسیار زبون و آسیب‌پذیر می‌شوند. یک دوره خشكسالى، یك طوفان شدید ویا یک برف سنگین می‌تواند به سرعت باعث در هم ریختگى، سر شاخه شكستگى، ریشه‌كن شدن و متعاقب آن طغیان آفات و امراض در باقیمانده این جنگل‌ها شوند. از آنجایی كه جنگل‌كاری‌ها در اكثر نقاط زاگرس امرى پر هزینه هستند، بنابراین ضروری است كه از ابتدا تدابیرى اتخاذ شوند كه بتوانند پایدارى این نوع جنگل‌كاری‌ها را ضمانت بخشند.

یكى از تدابیرى كه میتواند پایدارى جنگل‌هاى دست كاشت را در آینده ضمانت بخشد، اتخاذ تدابیرى مناسب به منظور هدایت این نوع جنگل‌ها به جنگل‌هاى همگام با طبیعت است. جنگل‌هاى همگام با طبیعت به عكس جنگل‌هاى كلاسیك، جنگل‌هاى ناهمسال چند آشكوبه و آمیخته‌اى هستند كه به علت وجود ساختار و گرایش به سوى زادآورى طبیعى از مقاومت بالایى در مقابل عوامل متغیر جوى برخوردار هستند. دستیابى به این هدف معمولا قبل از اقدام به هرنوع جنگل‌كارى و عملیات صحرایى و تحت برنامه‌اى متفاوت از جنگلدارى كلاسیك انجام می‌شود. ( شيروانى ، كنفرانس پايدارى جنگل پكن.Dauerwald 2014)

ثبات و اطمینان از آینده جنگل‌كاری‌ها خود یک شانس بزرگى را برای ایجاد كار و اشتغال روستاییان در مناطق دور افتاده به وجود مى‌آورد . این شانس را دولت‌ها نباید به هیچ وجه از دست بدهند. علاوه بر اینها سرمایه‌گذاری‌ها در زمینه‌هاى مختلف منابع طبیعی اگرچه در ابتدا كم بهره به‌نظر می‌رسند، اما آنها جز سرمایه‌گذاری‌هاى ثابت با ریسک ناچیز هستند كه بسیار نیز مورد توجه سرمایه‌گذاران بزرگ مانند شركت‌های بیمه، بانک‌هاى جهانى و سایر موسسات بین‌المللی است. دولت‌ها می‌توانند حتى قسمتى از ذخایر ارزى خود را كه در نزد بانک‌هاى خارجى به سپرده می‌گذارند، در زمینه‌هاى احیاى منابع‌طبیعى سرمایه‌گذارى کنند. سرمایه‌گذارى در این زمینه‌ها با توجه به گرایش جهانى در امر فاصله گرفتن از انرژی‌هاى فسیلى براى كشورهایى كه اقتصاد آنها به نفت و مواد نفتى وابسته است، امرى حیاتى است.

نحوه تفكر و برخورد به منابع جنگلى:

مشكل عمده دیگرى كه در جوامع در حال پیشرفت باعث سیر نابودى جنگل‌ها و مشكلات زیست محیطى می‌شود، تفكر كشاورزی حاكم بر این منابع است. به‌عنوان مثال در كشور ایران گرچه ٨٣.٥ درصد اراضى كشور را منابع طبیعى تجدیدپذیر به خود اختصاص می‌دهند ( سازمان جنگل‌ها و مراتع دفتر مهندسي 1385) اما این منابع به‌طور مستقیم زیر نظر وزارت كشاورزى اداره می‌شوند، پاسخگوى مسایل منابع طبیعى دولت به مجلس وزیر كشاورزى است. رئیس سازمان جنگل‌ها و مراتع كشور غالبا یک مهندس كشاورزى است كه از طرف وزیر جهاد كشاورزى انتخاب می‌شود، دانشكده‌هاى منابع‌طبیعى خود بخشی كوچك از پردیس‌هاى كشاورزى دانشگاه‌ها هستند. به‌ كار گیرى امكانات طبیعى در خدمت كشاورزى، باعث خشك شدن دریاچه‌ها، تالاب‌ها، گسترش كویرها، وقوع سیلاب‌ها، آلودگى آب‌هاى زیرزمینى و پراكندگى روزافزون ریزگردها شده است .

اهداف خودكفایى كشاورزى در منطقه خشک و نیم خشک مانند كشور ایران تخریب‌هایى را ایجاد کرده‌اند كه به آسانى قابل اصلاح وترمیم نیست. اجراى طرح‌هاى علوم طبیعى نیاز به زمانى طولانى براى پاسخ‌گویى دارند؛ بنابراین در قالب تفكر یك‌ساله تولیدات كشاورزى و حتى تفكرات محیط زیستى نمی‌گنجند. نوع تولیدات كوتاه مدت محصولات كشاورزى با بلند مدت بودن طرح‌هاى جنگلدارى مغایرت كامل دارد. بنابراین با توجه به نوع تفكر كشاورز گونه نیز اكثر طرح‌هاى احیایى منابع‌طبیعى مانند عملیات پرورشى و غیره، در بیشتر مواقع ناتمام در بین راه رها می‌شوند.

در سطح سازمان جنگل‌ها نیز برنامه‌ریزى‌ها با عوض شدن مسئولان به سرعت تغییر می‌کنند و در زمان كوتاهى برنامه‌هاى صد ساله به برنامه‌هاى كوتاه مدت مانند اكوتوریسم و یا كشت گیاهان دارویى، زراعت چوب و غیره مبدل می‌شوند و چند سال بعد یك مرتبه طرح استراحت بدون هیج برنام مشخصى مساله روز می‌شود!

سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزدارى با توجه به سطح گسترده منابع طبیعى وظایف متعددى را در حوزه‌هاى مختلف به عهده دارد و براى اجراى این وظایف نیازمند ثبات برنامه‌ریزى و یك تشكیلات مستقل و مناسب در سطح یك وزارتخانه است تا بتواند از عهده انجام این کارها برآید.

تغییر رژیم غذایى:

یكی از نكاتى كه تاكنون كشورهاى در حال توسعه كمتر به آن توجه کرده‌اند، مساله تغییر دادن رژیم غذایى مردم این جوامع است. به این مطلب در كشورهاى اروپایى بعد از جنگ‌هاى جهانی اول و دوم توجه خاصى کرده‌اند و به این ترتیب فشار زیادى كه بر روى منابع‌طبیعى بود برداشته شد و زمینه براى احیاى مراتع و جنگل‌ها فراهم شد. در برخى از كشورهاى در حال توسعه نیز در سال‌هاى اخیر اقداماتى مانند وارد كردن گوشت سفید ( گوشت مرغ ) در رژیم غذایى مردم انجام شده است. گرچه ین اقدامات به‌منظور حفظ منابع طبیعی نبوده‌اند، اما فاصله گرفتن از مصرف گوشت قرمز و یا پرورش دام‌ها در محیط‌هاى بسته عملا می‌توانند به‌تدریج در جهت كم كردن فشار چراى دام مؤثر واقع شود، این قبیل اقدامات اگر آگاهانه و طى برنامه‌ریزی‌هاى گسترده پیگیرى شوند، مطمئنا می‌توانند نتایج بسیار ارزنده‌اى را با خود به همراه داشته باشند.

تعین هدف و برنامه تنها راهکار موجود:

اگر جامعه‌اى به مسئله خشكسالى و ممانعت از گرم شدن تدریجى هوا علاقه مند باشد لازم است كه در راه رسیدن به این هدف گام‌هاى مؤثرى را بردارد. ممانعت از جنگل‌زدایى، احیا و توسعه جنگل‌ها همراه با فاصله گرفتن از مصرف مواد انرژى‌زاى فسیلى می‌توانند از مؤثرترین و كم هزینه‌ترین روش‌ها در جهت دستیابى به این اهداف باشند. در ایران با توجه به نقش پوشش گیاهى سلسله جبال زاگرس توجه به این منابع ارزنده یكى از مهمترین وظایف مسئولان كشور محسوب می‌شود . در این راستا انتخاب راهكارهاى مناسب در جهت رسیدن به اصل پایدارى و حل معضل جنگل میرى، پیشگیرى، درمان و توسعه جنگل‌ها از اهمیت بالأیى برخوردار میباشد . مشكل جنگل میرى در جنگل های زاگرس تنها به یك استان و یا یك گونه بلوط منتهى نمی‌شود ،بلكه مساله حیات اكوسیستم هاى گیاهى، حیوانى این سلسله جبال مد نظر است . این جنگل ها در مرحله سیر قهقرایى هستند، بنابراین نمی توان و نباید فاجعه‌اى را كه در حال پیشرفت است، تنها در سطح یك بیمارى زغالى تنزل داد . این بیمارى همان طوری كه اشاره گردید، معلول عوامل زیادى است كه در چند ده اخیر در منطقه رخ داده اند . این علل باید مشخص و از میان برداشته شوند. اعتنا كردن به اینكه یك سال هوا سردتر شده و بیمارى در سطح یك میلیون و ١٣٠ هزارهكتار كنترل شده است. (رئيس سازمان جنگ‌ها و مراتع خشكيدگی بلوط‌های زاگرس متوقف شد پيام طبيعت 18 شهریور 93) با گزارش كارشناسان FAO در سال ١٣٩٣ مطابقت ندارند. اینكه افول و نزول یك بیمارى به تغییرات آب وهوایی وسایر شرایط محیط بستگی دارد مطلبى است كاملا واضح و نباید باعث ایجاد توهم گردد . تا زمانی كه علت بیمارى مشخص نگردد ،هیچ گونه عملیات احیایى از قبیل جنگلكارى ، سوزاندن درختان خشكیده ، سم پاشى و سایر تدابیر ضربتى نمی توانند در بلند مدت راه گشا و نجات دهنده باشند . مشكلات رشته جبال زاگرس مسایل یك اكوسیستم بیمار هستند كه لازمه درمان آن ها یك دانش گسترده و شناخت هرچه بیشتر از چگونگى عملكرد كلیه عوامل زنده و غیر زنده طبیعى هستند. هر گونه دخالت نابجایى باعث در هم ریختن بیشتر این اكوسیستم های تخریب شده می‌شوند كه بعدا اصلاح كردن آن ها غیر ممكن خواهند بود. فراموش نكنیم كه بیش از ده ها هزار سال قبل إنسان ها به سلسله جبال زاگرس آمدند و امروزه به علت شرایط سخت و نامناسب تلاش می‌کند به هر طریقى كه ممكن است محل زندگى خود را ترك و به محل‌هایى دیگر مهاجرت کند. شرایط زندگى در بیش تر استان‌هاى جنوب و جنوب غربى، به‌تدریج غیر قابل تحمل شده است، مردم در اكثر شهرهاى این استان‌ها حتى با كمبود آب آشامیدنى و بالاترین میزان الودگى هوا در جهان مواجه هستند.

L

ارسال به دوستان
نسخه چاپی
عناوین مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر: