کد خبر: ۴۷۱۹۷
تاریخ انتشار: ۱۸ مرداد ۱۳۹۶- ۱۰:۳۴
"سرمایه گذاری در بخش کشاورزی" در گفت و گوی ایانا با اقتصاددانان بررسی شد
بررسي‌ها از روند اين شاخص در 50 سال اخير و سهم بخش كشاورزي از تشكيل سرمايه ثابت ناخالص داخلي نوساناتي را نشان مي‌دهد كه البته بازه محدودي دارد. بر اساس آمار بانك مركزي، در طي نيم قرن اخير سهم بخش كشاورزي از تشكيل سرمايه ثابت ناخالص داخلي در بيشترين حالت، 6.6 درصد و در كمترين حالت 1.6 درصد گزارش شده است.

خبرگزاري كشاورزي ايران (ايانا)- الهام آبايي| روند تشكيل سرمايه ثابت ناخالص داخلي در بخش كشاورزي تاريخ پرفراز و نشيبي از اين شاخص را حكايت مي‌كند. بررسي‌ها از روند اين شاخص در 50 سال اخير و سهم بخش كشاورزي از تشكيل سرمايه ثابت ناخالص داخلي نوساناتي را نشان مي‌دهد كه البته بازه محدودي دارد. بر اساس آمار بانك مركزي، در طي نيم قرن اخير سهم بخش كشاورزي از تشكيل سرمايه ثابت ناخالص داخلي در بيشترين حالت، 6.6 درصد و در كمترين حالت 1.6 درصد گزارش شده است.

اما مساله ديگر در بررسي روند اين شاخص افت قابل توجه سهم بخش كشاورزي در تشكيل سرمايه ثابت ناخالص داخلي در دو دولت نهم و دهم است. در حالي كه در سال 1384 سهم بخش كشاورزي از تشكيل سرمايه ثابت ناخالص داخلي كشور 5.8 درصد بود، اين رقم در سال‌هاي بعدي روندي كاهشي را تجربه كرده است. در سال 1385 سهم كشاورزي به 4.3 درصد تقليل يافت و در سال پس از آن به 3 درصد رسيد. پس از آن هم سهم بخش كشاورزي از تشكيل سرمايه ثابت ناخالص داخلي كشور بين 3 درصد و 4 درصد در نوسان بوده است.

روند تشکیل سرمایه گویای تاریخ یک کشور است

اين روند از تشكيل سرمايه در بخش كشاورزي به خوبي گوياي بسياري از معضلاتي است كه اين بخش امروز با آن دست به گريبان است. با گسترده‌تر شدن الگوهاي توليد و اتصال بازارهاي بين‌المللي، مي‌بينيم كه كشاورزان در ايران همچنان اقشار آسيب‌پذير با درآمدي حداقلي هستند. عدم سرمايه‌گذاري مناسب در اين بخش به دلايل مختلف سبب شده تا كشاورزي در ايران از قافله جهاني عقب بمانند و هزينه‌هاي توليد در كشور با ساير كشورها قابل مقايسه نباشد. اما اين سوال در درجه نخست به ذهن خطور مي‌كند كه در پس تاريخ 50 ساله تشكيل سرمايه ثابت ناخالص داخلي در بخش كشاورزي چه حقيقت‌هايي از اين حوزه نهفته است؟ چرا سرمايه‌ها جذب اين بخش نشدند و سهم كشاورزي از تشكيل سرمايه از حداقلي تجاوز نكرده است.

براي پاسخ به اين پرسش به سراغ بيژن بيدآباد اقتصاددان رفتيم كه در اين رابطه گفت "روند تشكيل سرمايه ثابت ناخالص داخلي در حقيقت تاريخ يك كشور را نشان مي‌دهد و به سادگي نمي‌توان آن را تحليل كرد."

بيدآباد در گفت و گو با "ايانا" و در پاسخ به اين سوال كه آيا توزيع سود به نفع بخش‌هاي رانتي و سود اندك بخش توليد سبب شده تا سهم كشاورزي در تشكيل سرمايه ثابت ناخالص داخلي ناچيز باشد، توضيح داد: "اين دليل به تنهايي توجيه خوبي براي سهم كم بخش كشاورزي از سرمايه‌گذاري‌ها نيست؛ در اين زمينه عوامل متعددي دخيل است. در درجه نخست ضعف اقتصادي بخش كشاورزي بايد مورد مطالعه قرار گيرد. مساله قيمت‌گذاري، توليد، صادرات و واردات محصولات كشاورزي در اين زمينه مي‌تواند نقش داشته باشد."

کاری کنیم کشاورزی سودآور باشد

اين اقتصاددان بر اين باور است كه "اگر بخش كشاورزي سودآور شود، اين امكان وجود دارد كه بتوانيم سهم بخش كشاورزي را در تشكيل سرمايه ثابت ناخالص داخلي افزايش دهيم."

به گفته بيدآباد، "به طور قطع ايراداتي در ساختار داخلي بخش كشاورزي در اين مورد دخيل بوده است. وقتي در يك بخش منفعت اقتصادي وجود نداشته باشد، آن بخش رشد نمي‌كند. در اين زمينه براي بررسي دقيق‌تر بايد سياست‌هايي كه ايجاد و مانع از رشد اين بخش شده است مورد واكاوي قرار گيرد."

در همين رابطه جعفر خيرخواهان ديگر اقتصاددان كشورمان با بيان اين كه بخش كشاورزي و صنعت كمترين سهم‌ها را در تشكيل سرمايه ثابت ناخالص داخلي دارند، گفت: "در تحليل اين سهم ناچيز مي‌توان در درجه نخست گفت كه بخش كشاورزي در ايران نسبت به بخش‌هاي ديگر اقتصاد بيشتر حالت كاربري دارد. همين امر باعث مي‌شود بخش كشاورزي نياز به سرمايه كمتري داشته باشد."

خيرخواهان در گفت و گو با "ايانا" افزود: "در كنار اين امر، موضوع زمين‌هاي كشاورزي هم مطرح است كه در عدم جذابيت بخش كشاورزي در سرمايه‌گذاري‌ها بسيار دخيل بوده است. در ايران ابعاد زمين‌هاي كشاورزي بسيار كوچك است كه اجازه نمي‌دهد تشكيلات سرمايه‌اي وارد اين بخش شود. به عبارت ديگر سرمايه‌هاي گران قيمت در مقياس كوچك توليد توجيه اقتصادي ندارد."

پای کم‌کششی کشاورزی در میان است

اين اقتصاددان اما بر اين باور است كه "توزيع سود نامتوازن به نفع بخش‌هاي رانتي هم در پايين بودن سهم كشاورزي در تشكيل سرمايه ثابت ناخالص داخلي موثر بوده است." خيرخواهان در اين رابطه توضيح داد: "نكته مهم ديگري كه در اين رابطه بايد حتما مورد توجه قرار گيرد اين است كه در ساختار اقتصاد ايران منابع به سمت فعاليت‌هاي رانتي و غيرتوليدي مي‌رود كه سود در اين بخش‌ها زياد است و باعث مي‌شود سرمايه‌ها به سمت بخش كشاورزي نرود. بدين ترتيب در فضاي حاكم بر اقتصاد، ممكن است ظاهراً منابعي هم به بخش كشاورزي اختصاص يافته باشد اما عملاً در بخش‌هاي ديگري استفاده شده است."

خيرخواهان با بيان اين كه كشاورزي اصطلاحا بخش كم‌كششي است، اظهار كرد: "به عبارت ديگر، وقتي درآمد مردم بالا مي‌رود، تقاضاي آن ها به همان نسبت براي بخش كشاورزي افزايش پيدا نمي‌كند. البته اين روندي است كه در سراسر دنيا وجود دارد و مختص ايران نيست. به اين معنا كه با گذشت زمان در همه جاي دنيا بخش كشاورزي كوچك تر مي‌شود. در همه كشورها هرچه توسعه‌يافته‌تر مي‌شوند، سهم بخش كشاورزي كوچكتر مي‌شود و در عوض عمدتا بخش‌هاي خدمات بزرگ تر مي‌شود. همين امر قدرت چانه‌زني كشاورزان را كم مي‌كند، به نوعي كه ديگر مهارت‌هايي كه داشتند به كار آن ها نمي‌آيد و حتي بيكار مي‌شوند. اين مشكلات به دليل كم‌كششي در محصولات كشاورزي و همچنين اين مساله است كه امكان افزايش قيمت چنداني ندارند."

تبعات کنترل شدید قیمتی

این اقتصاددان با بيان اين كه در مورد سودآوري فعاليت‌هاي كشاورزي مساله كنترل قيمت دولت‌ها هم مطرح است، افزود: "به عنوان مثال در مورد نان مي‌بينيم كه سال‌هاست دولت به نان يارانه اختصاص مي‌دهد و اجازه نمي‌دهد قيمت‌ها افزايش پيدا كند. مواد غذايي گوناگون مانند برنج هم از همين سازوكار تبعيت مي‌كند. به نوعي كه مي‌بينيم به محض اين كه قيمت محصولات كشاورزي افزايش پيدا مي‌كند، دولت اين محصولات را از خارج تامين مي‌كند و اجازه نمي‌دهد كه قيمت‌ها افزايش پيدا كند."

خيرخواهان افزود: "هرچند به ظاهر ادعاي حمايت از كشاورزان را مي‌بينيم اما در عمل به دليل اينكه محصولات كشاورزي با نيازهاي ضروري و اوليه مردم سر و كار دارد، همواره در مورد مسائل قيمتي وحشتي از اعتراضات مردمي با خود به يدك مي‌كشد. در نتيجه دولت‌ها با واردات و كنترل قيمت اجازه نمي‌دهند قيمت محصولات كشاورزي از حدي بالاتر برود. اين امر به كساني كه در بخش‌هاي كشاورزي مشغول هستند آسيب وارد مي‌كند و باعث مي‌شود حاشيه سود اندكي براي كشاورزان باقي بماند."

کشاورزان متحد نیستند

این اقتصاددان به عامل ساختاري ديگر در عدم جذابيت در سرمايه‌گذاري در بخش كشاورزي اشاره كرد و گفت: "دوري و پراكندگي زمين‌هاي كشاورزي هم سبب مي‌شود تا كشاورزان نتوانند با هم متحد شوند. بر خلاف بخش‌هاي ديگر كه بسيار منسجم هستند و مي‌توانند از منافع خود دفاع كنند، بخش كشاورزي چنين اتحاد و انسجامي را ندارد. در عين حال، دانش لازم هم وجود ندارد. اين امر در كنار قدرت لابي و چانه‌زني ضعيف كشاورزان سبب مي‌شود تا در برابر ساير بخش‌هاي اقتصادي ضعيف باشند."

خيرخواهان با بيان اين كه ارتباط بين صنعت و بخش كشاورزي چندان قوي نيست، اظهار كرد: "در سال‌هاي اخير خوشبختانه روستاها جاده‌كشي شده و بحث حمل و نقل محصولات تسهيل شده است اما همچنان در مساله حمل و انتقال محصولات، انبارداري، بسته‌بندي و... مشكلات متعددي وجود دارد. اين موضوعات همه عواملي هستند كه در سودآور بودن يا سودآور نبودن فعاليت‌هاي كشاورزي نقش تعيين‌كننده دارند."

وي افزود: "به طور كلي بايد همه بخش‌هايي كه به صورت مستقيم و غيرمستقيم با توليد و ارائه محصولات كشاورزي در ارتباط هستند ساماندهي شوند. در غير اين صورت، با توجه به اين كه محصولات كشاورزي فسادپذير هستند كشاورزان از لحاظ اقتصادي آسيب زيادي خواهند ديد. البته در سال‌هاي اخير با پيشرفت تكنولوژي به ويژه استفاده فراگير از موبايل‌هاي هوشمند در روستاها، ارتباطات تسهيل شده است. كشاورز مي‌تواند به راحتي با بازار اصلي تماس بگيرد و از افت و خيز قيمت‌ها مطلع شود. اين امر كمك مي‌كند كشاورز بتواند محصول خود را بهتر بفروشد."

خيرخواهان نبود امكان صادرات محصولات كشاورزي را عامل مهم ديگري عنوان كرد و گفت: "در حوزه صادرات محصولات كشاورزي هم ضعف‌هاي زيادي وجود دارد. تشكل‌هاي صادراتي قدرتمندي در اين زمينه وجود ندارد. به همين دليل كشاورزان نمي‌توانند در بازارهاي جهاني حضور موثري داشته باشند. بسياري از تشكل‌ها هم انحصاري است و به همين دليل مدافع منافع كل بخش كشاورزي نيست."

مدیریت ترکیب اقتصادی روستا

وي در ادامه به روند كاهش جمعيت روستايي در پی تضعیف اقتصاد کشاورزی اشاره كرد و افزود: "البته كاهش جمعيت روستايي يك روند طبيعي در جهان است. بخش عمده جمعيت در شهرها زندگي مي‌كنند چراكه شهر امكانات و مزيت‌هايي دارد كه هر چه هم تلاش كنيم نمي‌توانيم آن ها را در روستاها ايجاد كنيم. روند طبيعي در دنيا كاهش جمعيت در روستاها است اما بخشي كه در حال حاضر بسيار مورد توجه قرار گرفته گردشگري اجتماع‌محور و بوم‌گردي است. گرچه طبق روند طبيعي بخش عمده مردم شهرنشين مي‌شوند اما در طرف مقابل تمايل به طبيعت و سفر افزايش پيدا مي‌كند."

خیرخواهان با بیان این که بايد به مردم روستاها آموزش داد كه چگونه از اين جذابيت‌ها براي گردشگران استفاده كنند، افزود: "کشاورزان می‌توانند به جای این كه محصولات روستايي را با هزينه حمل بالا به شهر ببرند آن ها را با ظاهر و بسته‌بندي بهتر به گردشگران بفروشند. طبيعت روستا مي‌تواند زمينه‌ساز ارائه خدمات به شكل‌هاي گوناگون باشد. تاكنون كشاورزان نسبت به ثروت‌ها و منابع طبيعي كه در اختيار دارند بي‌توجه بودند. جاذبه‌هاي گردشگري روستاها متعدد است كه مي‌توان راه‌هايي براي درآمدزايي از اين طريق ابداع كرد."

بازنگری در کسب و کارهای روستایی

این اقتصاددان راه حل دیگری نیز برای تقویت اقتصاد روستایی ارائه کرد و گفت: "روستاييان بايد اتحاديه‌هايي را با همكاري هم تشكيل دهند و حتي بعضي از محصولات خود را با روش‌هاي خوب و قیمت‌هاي بالا به كشورهاي ثروتمند دنيا صادر كنند. به عنوان مثال در برخي مناطق خوشه‌هاي صنعتي براي پرورش گل ايجاد شده است كه محصولات آن به كل ايران و حتي به خارج از كشور صادر مي‌شود."

وی با بیان این که بايد تغييري در تركيب كسب و كارهاي روستايي ايجاد شود، تغییر رویکرد در برخی حوزه‌های سیاست‌گزاری کشاورزی از سوی دولت را متذکر شد و تصریح کرد: "در بسياري از موارد دخالت‌هاي دولت كمك چنداني نمي‌كند؛ بلكه بيشتر بازار را به هم مي‌زند و امنيت را از بين مي‌برد. در عمل اين اقدامات ممكن است به شهرنشينان منفعت برساند و اقتصاد روستايي را تضعيف كند. به همين دليل بايد دولت كمتر در قيمت‌گذاري دخالت كند. البته به جاي دخالت در قيمت‌گذاري، بايد خدمات پشتيباني توسط دولت ايجاد شود. در روستا دولت بايد شبكه حمل و نقل ، امكانات انبارداري و بسته‌بندي را بهبود بدهد و زمينه را براي حضور در بازارهاي خارجي و منطقه‌اي فراهم كند. اگر روابط با كشورهاي منطقه در اين جهت بهبود پيدا كند، محصولاتي كه خاص ايران است و قيمت‌هاي بالايي هم دارند مي‌توانند در جهت اهداف صادراتي در منطقه و حتي جهان مورد بهره‌برداري قرار گيرند."

اقلیم خشک سرمایه‌ها را فراری می‌کند

وحید شقاقی شهری دیگر اقتصاددان کشورمان بر این باور است که "اقلیم خشک ایران مهمترین عامل برای پایین بودن جذابیت‌های سرمایه‌گذاری در این حوزه است." شقاقی شهری در گفت و گو با "ایانا" در این رابطه این گونه توضیح می‌دهد که "به دليل تنگناي آب و نيمه‌خشك بودن سرزمين ايران، بخش كشاورزي نتوانسته در بخش صادرات موفق عمل كند و بر اين اساس، نقشي هم كه در اقتصاد ايفا كرده چندان پررنگ نبوده است. فناوري هم در حوزه كشاورزي پايين بوده و همين عامل سبب شده تا در حوزه صادرات محصولات كشاورزي، امكان توليد به‌صرفه و رقابتي وجود نداشته باشد."

وی می‌افزاید: "با در نظر گرفتن مجموع اين عوامل و ضعف‌هايي كه طي ساليان متمادي در اين بخش وجود داشته، نمي‌توانيم ادعا كنيم كه بخش كشاورزي بايد در حوزه تشكيل سرمايه ثابت ناخالص داخلي سهم بالايي داشته باشد."

بخش‌های رانتی، حوزه‌های قدرت تشکیل سرمایه

این اقتصاددان می‌افزاید: "تشكيل سرمايه ثابت ناخالص داخلي اقتصاد ايران از چهار بخش نفت، خدمات، صنعت و معدن و كشاورزي تشكيل شده است. اقتصاد ايران بيشتر نفتي بوده و بنابراين بخش عمده تشكيل سرمايه ثابت ناخالص با نفت و مشتقات نفتي مرتبط است."

وی در ادامه به بخش‌هایی که بیشترین سهم را در تشکیل سرمایه دارند پرداخت و گفت: "به دليل بهره‌مندي از منابع نفتي اقتصاد ايران، اين بخش سهم عمده را در تشكيل سرمايه ثابت ناخالص داخلي داشته است. در عين حال، بخش مسكن حوزه سودآوري بوده است. به عبارتي هر گاه درآمدهاي نفتي افزايش پيدا كرده، به دليل اينكه امكان واردات مسكن وجود ندارد و كالايي غيرقابل مبادله است، شاهد جهش قيمتي در بخش مسكن بوديم و همين افزايش قيمت‌ها موجب شد تا سرمايه‌گذاري به اين سمت روانه شود. به طوري كه بخش عمده سرمايه‌گذاري‌ها و حتي سرمايه‌گذاري‌هاي نظام بانكي به طور عمده به سمت بخش مسكن هدايت شده است. بخش مسكن به دليل بازار سوداگري و جهش‌هاي قيمتي قادر بوده سرمايه‌گذاران را به سوي خود جلب كند و طبيعتا بر همين اساس، سهم بخش مسكن در تشكيل سرمايه ثابت ناخالص داخلي بالا خواهد بود."

کشاورزی باید به‌صرفه شود

شقاقی شهری به الزامات افزایش سهم بخش کشاورزی در تشکیل سرمایه ثابت ناخالص داخلی پرداخت و توضیح داد: "گسترش فعاليت‌هاي كشاورزي به دليل اهميتي كه از جنبه تامين امنيت غذايي دارد و همچنين موضوع توسعه روستايي كه هم اشتغالزاست و هم از تمركز جمعيت در شهرها جلوگيري مي‌كند، نيازمند به‌صرفه كردن فعاليت‌هاي كشاورزي در روستاها و تمركززدايي از كل اقتصاد ايران است."

وی افزود: "تا زماني كه تمركزي در اقتصاد ايران در كلان‌شهرها اعم از سازمان‌ها، نهادهاي قدرت و... وجود دارد و حمايت‌هاي ويژه از بخش كشاورزي و توسعه روستايي ناديده گرفته مي‌شود، نمي‌توان انتظار داشت كه سهم بخش كشاورزي در تشكيل سرمايه ثابت ناخالص داخلي چندان چشمگير باشد."

شقاقی شهری به تشریح مفهوم حمایت دولتی در بخش کشاورزی پرداخت و گفت: "حمايت دولتي از تضمين قيمت محصولات كشاورزي تا حمايت‌هاي مختلف در شرايط بحران‌هاي قيمتي و همچنين حذف واسطه‌ها و دلالان در اين قالب مي‌گنجد. امروزه شاهد هستيم كه بيشترين نفع را از فعاليت‌هاي كشاورزي دلالان و واسطه‌ها مي‌برند. بنابراين اگر به دنبال اين هستيم كه روستاها را حفظ كنيم و امنيت غذايي را تامين كنيم بايد تدابير ويژه‌اي در حوزه توسعه روستايي در نظر بگيريم و اقتصاد كشاورزي را به سمتي هدايت كنيم كه در درجه نخست براي كشاورز اقتصادي و سودآور باشد."

ضرورت‌های ارتقای بهره‌وری آب در اقتصاد ایران

وی موضوع مهم ديگر در افزایش جذابیت‌های سرمایه‌گذاری در بخش کشاورزی را ارتقاي بهره‌وري آب در اقتصاد ايران دانست و تصریح کرد: "این امر به سرمايه‌گذاري هم از سوي دولت و هم از سوي بخش خصوصي نياز دارد. چنین اقدامی اقتصاد ايران را متناسب با شرايط اقليمي و مشكلات آبي هماهنگ مي‌كند. در حال حاضر بهره‌وري نامناسب از منابع آبي مشكلات زيادي را براي ما به وجود آورده است. بنابراين اگر به دنبال توسعه روستاها و حفظ پايداري روستاها هستيم بايد بهره‌وري آب را در راس اولويت‌ها قرار دهيم تا از اين رهگذر اقتصاد كشاورزي را هم متحول كنيم."

روند تشکیل سرمایه ثابت ناخالص داخلی و سهم بخش کشاورزی گرچه نشان از در حاشیه بودن این بخش مهم از اقتصاد دارد اما در واکاوی علل این سهم اندک می‌توان به برخی عوامل در درون ساختار بخش کشاورزی پی برد. اگر کشاورزی فعالیتی سودآور و اقتصادی باشد، خواه ناخواه سرمایه‌ها را جذب خود خواهد کرد. هرچند فضای متعادل اقتصادی و جلوگیری از تنومندی بخش‌های رانتی اقتصاد این فرصت را فراهم خواهد کرد تا حوزه‌های تولید بیشتر جلوه کنند اما به فرض مساعد بودن زیرساخت‌های اقتصادی، فضای داخلی بخش کشاورزی هم باید برای پویایی بیشتر آماده باشد. بنابراین شابد بهتر باشد برای جلوگیری از فرار سرمایه‌ها از زمین‌های کشاورزی در درجه نخست از موانع موجود در خود بخش آغاز کنیم.

ارسال به دوستان
نسخه چاپی
عناوین مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار