رویای فعالان اقتصادی برای تک نرخی شدن ارز به باد رفت
همه در آرزوی بازگشت بازار دو نرخی ارز
دولت باید یک نرخ دولتی و یک نرخ بازار آزاد داشته باشد و سه نرخی و چهار نرخی بودن ارز را از میان بردارد.

هنوز چیزی از عمر بازار ثانویه ارز نگذشته که کارشناسان مربوطه معتقدند علیرقم انتقادات وارده بر این بازار، باید منتظر بود تا گذر زمان تعادل بیشتری را بر این بازار حاکم کند. از این رو دیروز رئیس کل بانک مرکزی ایران، در حالی از علل و دلایل حاکم بر اوضاع کنونی بازار ارز گفت که دخالت بانک مرکزی در این بازار را (بدون تعیین قیمت) لازم و ضروری دانست. عبدالناصر همتی، در همایش بانکداری اسلامی، به برخی مسائل از جمله امکان پذیر نبودن تک نرخی کردن ارز به دلیل آغاز دور جدید تحریمها و انجام نگرفتن نقل و انتقالات مالی به علت فشارهای دولت آمریکا سخن به میان آورد.
این در شرایطی بود که بهار امسال دولتیها در اقدامی ناگهانی تصمیم گرفتند دلار را تک نرخی کرده و نرخ 4200 تومان را برای آن انتخاب کردند. اقدامی که ناگهانی بودن آن و حتی نرخی که برای آن تعیین شده بود، مورد انتقاد کارشناسان و فعالان اقتصادی قرار گرفت و خیلی زود هم به دست فراموشی سپرده شد و جای خود را به بازار چند نرخی داد. این موضوع باعث شده تا حالا فعالان اقتصادی و کارشناسان به دورهای که ارز دو نرخی بود و نه چند نرخی و بازار ثبات نسبی داشت، رضایت بدهند و از دولتیها بخواهند که بازار را دو نرخی نگه دارد، نه چند نرخی.
در این باره وحید شقاقی شهری، کارشناس اقتصادی، در گفتوگو با خبرنگار گروه اقتصادی ایانا میگوید: «رئیس کل بانک مرکزی، ناترازی صورتهای مالی بانکها و فشار نقدینگی را یکی از علل اوضاع کنونی بازار ارز دانست. با توجه به اشارهای که همتی به این داستان داشت، باید تاکید کنم، در حوزه بازار ارز چندین عامل وجود دارد که به التهابات این بازار دامن میزند. اول اینکه ایران نتوانست تصویری روشن و شفافی از آینده اقتصاد ارائه دهد. طبیعتاً در هر اقتصاد پیشبینی ناپذیری، سوداگری، التهابات و نااطمینانی افزایش پیدا میکند. محور دوم، مربوط به فقدان ابزاری برای مهار سوداگری مصوب و اجرا نشده است. همه جای دنیا مالیات بر عایدی سرمایه، مالیات بر ثروت و مالیات بر مجموع درآمد، جزو ابزارهایی هستند که میشود با آنها سوداگری در بازارهای مختلف را مهار کرد. متاسفانه ایران ابزارهای مالیاتی لازم را برای مهار سوداگری تصویب و اجرایی نکرده که این نقص بسیار بزرگی در اقتصاد کشور محسوب میشود. مورد سوم در التهابات بازار ارز، مبحث نقدینگی است. در حال حاضر حجم عظیم نقدینگی در اقتصاد ایران وجود دارد و متاسفانه خلق نقدینگی از سوی بانکها اتفاق افتاده. این در حالی است که خلق نقدینگی توسط بانک مرکزی مدیریت شد، اما در دولت یازدهم این داستان از سوی بانکها از دست دَر رفت و مهار نشد. وجود ترازنامه غیرواقعی، درآمدهای موهمی آنها، همچنین رقابتشان بر سر جذب سپردهها و سود بالا برای عامل اصلی رشد نقدینگی بود. کاملاًمشخص بود که این نقدینگی در شرایط ریسک و ملتهب در یکی از بازارها خواهد بارید. بالاخره در اواخر سال گذشته نقدینگی در بازار ارز و سکه شروع به باریدن گرفت که کاهش 150 درصدی ارزش ریال در برابر دلار طی 9 ماهه گذشته رخ داد.»
او با اشاره به بخش دیگری از صحبتهای رئیس کل بانک مرکزی در زمینه نبود شرایط مناسب برای تک نرخی کردن نرخ ارز، ادامه داد: «در حال حاضر ایران در شرایطی به سر میبرد که ابزارهای کنترل سوداگری را ندارد و باید آزاد سازی ارز را بپذیرد. اگر ابزار کنترل سوداگری وجود داشت، قطعاً میتوانستیم با ارز یارانهای 4200تومان اقتصاد ایران را کنترل کنیم. اما حالا که چنین امکانی وجود ندارد، باید تابع آزادسازی ارزی باشیم. البته این چنین سیاستی تبعات تورمی نیز در پیش داشت و فشار را بر دهکهای پایین جامعه وارد ساخت. بنابراین دولت باید در کنار اجرایی کردن این تصمیم تلاش لازم را برای به تعادل رساندن قیمت بازار ارز با صرافیها و بازار ثانویه برقرار کند که هم اکنون این تفاوت بیش از 2000تومان است. شاید بتوان علت این تفاوت نرخ را در عمر بازار ثانویه جستجو کرد که هنوز به اندازه کافی نیست. البته نباید فراموش کرد که پتروشیمیها و سایر صادرکنندگان نیز هنوز به طور کامل ارز خود را در این بازار ارائه ندادهاند. دولت باید یک نرخ دولتی و یک نرخ بازار آزاد داشته باشد و سه نرخی و چهار نرخی بودن ارز را از میان بردارد.»
این کارشناس اقتصادی با تأکید اینکه بانک مرکزی نباید از ذخیره ارزی خود برای بازار عرضه به ارز استفاده کند، توضیح میدهد: «بانک مرکزی نباید دست به چنین اقدامی بزند. چرا که مسأله اقتصاد ایران موضوع عرضه و تقاضا نیست که برای کنترل تقاضا بخواهیم عرضه ارز را بشتر کنیم تا قیمت متعادل شود. مسلم است در شرایط نااطمینانی هر چه دلار وارد بازار شود، باز هم خریداری خواهدشد. بازار زمانی میتواند نقاضای مازاد را باعرضه کنترل کند که شرایط عدم اطمینان و پیش بینیناپذیری پیش رو نباشد. بر این اساس در شرایط عدم اطمینان و التهاب نیز مردم به دنبال حفظ قدرت خرید خود و برخی با حجم عظیم نقدینگی خود به دنبال سوداگری، سفتهبازی و کسب درآمدهای بیشتر هستند.»
شقاقی شهری معتقد است این اشتباه بزرگ سیف رئیس سابق بانک مرکزی بود که با عرضه بیش از حد سکه در بازارخواست کنترل را به دست گیرد. از این رو کاملاً واضح بود که هرچه سکه وارد شود توسط مردم خریداری خواهد شد که چنین اتفاقی نیز رخ داد.
دیدگاه تان را بنویسید